گزارش و گفتگو با دکتر محمد حسین تسوجی پروفسور مهندسی الکترونیک و عضو جامعه دانشمندان نیویورک عضو شورای ملی مقاومت ایران
در گزارش ویژهٔ امشب، به یکی از حیاتیترین بخشهای اقتصاد ایران، یعنی صنعت و تولید، نگاهی عمیقتر خواهیم داشت. بحران انرژی و بیکاری زنان تا زمینهای صنعتی راکد رو بررسی میکنیم، چالشی چندوجهی که نه تنها بر پیکره اقتصاد، که بر زندگی و معیشت مردم نیز سایه افکنده.
بگذارید از بحران انرژی شروع کنیم؛ معضلی که این روزها، به شمشیر داموکلس بر سر صنعت ایران تبدیل شده. با وجود اونکه ایران از ذخایر عظیم گاز برخورداره، اما سالها عدم سرمایهگذاری کافی و فرسودگی زیرساختها، تمامی بخشهای مصرف رو با ناترازی شدید در تأمین گاز و برق مواجه کرده. قطعیهای مکرر برق و گاز، بهویژه در سال ۱۴۰۴، گریبانگیر تمامی واحدهای صنعتی شده و این مشکلات حتی زودتر از سالهای گذشته آغاز شدهاند. در تیرماه همین سال، کارشناسان پیشبینی میکردند که واحدهای فولادی تنها با ده درصد ظرفیت برق فعالیت کنند!
این محدودیتها، ضربات مالی سنگینی به صنایع وارد کرده. در یک نمونه رسانهها نوشتن، شرکت فولاد خوزستان، در چهار سال گذشته، بهدلیل همین محدودیتهای انرژی، زیانی معادل یک میلیارد و سیصد میلیون دلار رو متحمل شده. این بحران، حتی ماهیت صادرات رو هم تغییر داده؛ به جای صادرات محصولات با ارزش افزوده بالا مانند شمش و مقاطع فولادی، شاهد رشد چشمگیر صادرات مواد اولیه نظیر کنسانتره و گندله هستیم. با بررسی شرایط، چشمانداز نیز تیره به نظر میرسه و کارشناسان هشدار میدن که وضعیت ناترازی انرژی در سال ۱۴۰۴ وخیمتر شده و حل کامل آن، دستکم هفت سال زمان نیاز داره.
در ادامه این زنجیره مشکلات، به بحران بیکاری زنان در صنعت میرسیم که ابعاد گستردهتری داره. آمارهای پاییز ۱۴۰۴، تصویر تلخی بهنمایش میگذاره؛ بر اساس آمارهای منتشر شده، بیش از ۱۲۰ هزار زن در بخش صنعت، شغل خودشون رو از دست دادن. این در حالیه که در همین بازه زمانی، تنها حدود هزار شغل برای مردان ایجاد شده. نرخ بیکاری زنان هم در همین فصل، به ۱۶ درصد رسیده که بالاترین میزان در شش پاییز گذشته است.
اما دلایل اصلی این وضعیت چیه؟ عمدتاً، زنان شاغل در صنایع کوچک و کارگاههای شهری فعالیت میکنن. این واحدها، بهدلیل ناترازی انرژی و قطعیهای برق، همچنین تاثیرات جنگ، اختلالات اینترنت، تورم مزمن و مالیاتهای سنگین، بیش از سایر کسبوکارها آسیب دیده و در خیلی از موارد تعطیل شدن و بحران اقتصادی، حذف ارز ترجیحی، هزینههای تولید و نیاز به نقدینگی بالا، کارگاههای کوچک و متوسط رو با بحران مواجه کرده که یک نتیجهٔ اون اخراج کارگران و کارکنان این صنایع در این نشرایطه
چالشهای تولید اما به اینجا ختم نمیشه. یکی دیگه از آینههای رکود در حوزه صنعت، وجود زمینهای صنعتی بلااستفاده است. بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس رژیم، نزدیک به ۴۸ درصد از زمینهای شهرکها و نواحی صنعتی کشور، بلااستفاده باقی موندن. و از مجموع زمینهای صنعتی، تنها ۳۷ درصد به بهرهبرداری رسیده.
اما چرا این ظرفیت عظیم، راکد مونده؟ بخش عمدهٔ این معضل بهخاطر اینه که خیلی از خریداران، زمین رو با هدف تولید خریداری نمیکنن، بلکه زمینهای صنعتی رو با هدف کسب سود خریداری و اونها رو رها میکنن. این پدیده، تفاوت ناشی از قیمت بازار و قیمت عرضه زمینهای صنعتی، چنین سوداگری رو ایجاد کرده؛ حالا چه کسانی زمینهای صنعتی رو خریداری میکنن و چرا هیچ نظارتی در این زمینه وجود نداره؟! پرسشی است که وقتی دنبال کنید به همون باندهای مافیایی میرسید که معلومه به کجا وصل هستن. بخش کمی از این معضل هم بهدلیل کمبود زیرساختهای ضروری و ناتوانی در تأمین انرژی پایداره
در پایان این گزارش، به چشمانداز مبهم آینده و راهکارهای ضروری برای برونرفت از این بنبست میرسیم. اقتصاد ایران امروز، با بیثباتی سیاستها، تورم مزمن و کاهش سرمایهگذاری جدید روبرو است که افق تصمیمگیری رو برای فعالان اقتصادی کوتاه کرده.
راهحلهای این مشکل همه به سیاستهای حکومت برمیگرده، توقف "شوکدرمانی"و"دستاندازی سپاه به صنعت و تولید" اولین و ضروریترین گامها برای آغاز حرکت بهسمت حل مشکله؛ گام بعدی ثبات در سیاستگذاریهای کلان، بهویژه در حوزهٔ انرژی و مالیاته، نیازی نیست به گامهای بعدی برای حل مشکل بپردازیم چون همین گامهای نخستین و زیربنایی، هیچ چشماندازی برای اجرایی شدن در حکومت آخوندی نداره؛ چون این رفتار مخرب، پایهٔ کلان سیاستهای اقتصادی رژیمه و اینطور داره با تخریب صنعت و تولید، هزینهٔ بقای حکومتش رو تأمین میکنه! [ویدیو برگرفته از فضای مجازی از وخامت اقتصادی]
در این گزارش به شرایط درهم ریخته اقتصادی در بخشهای صنعت و تولید پرداختیم، در این قسمت از برنامه به بررسی چشمانداز این وضعیت و اینکه چه برون رفتی برای این شرایط متصور است میپردازیم.
دولت پزشکیان در مورد بهبود وضع بنگاهها و شرکتهای تولید حرف زیاد زده، در عمل نقشه مسیرش را بودجهای تعیین میکنه که برای سال آینده در نظر گرفته. وضعیت بودجه به چه صورت است؟ آیا برون رفتی برای این وضعیت متصور هست؟