در ۱۵ دی ماه ۱۴۰۴، رژیم آخوندی اعلام کرد که ارز ترجیحی رو حذف میکند. با این ادعا که هدف، مبارزه با فساد و رانته و شفافیت اقتصادی به ارمغان میآورد.
پزشکیان هم مدعی شد که «قرار است همه چیز شفاف شود». اما واقعیت چی بود؟ امروز به یک پرسش اساسی پاسخ میدیم: آیا رژیم واقعاً فساد رو از بین میبره، یا فقط شیوه دزدی رو تغییر داه؟"
اول ببینیم ارز ترجیحی چه بود. حسین صمصامی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس رژیم اینطور گفته: «نرخ ارز کالاهای اساسی و نهادهها که از ۲۸۵۰۰ تومان به ۱۱۳هزار تومان رسید را حساب کردهایم و بر اساس محاسبات، ماهانه برای کالاهای اساسی، ۷۰۴هزار و ۱۶۷تومان به هر خانوار ایرانی هزینه وارد کرده است.
توی این محاسبات میگه اگه دلار۱۲۷هزار تومان باشه، هر ایرانی ۳ میلیون و ۱۲۵هزار تومان ماهیانه ضرر میکنه، بگذریم از دلار بالای ۱۴۰هزار تومان!! بعد هم گفته: «بنابراین بهطور متوسط در کشور خسارت ماهیانه هر فرد از بابت رانت گرانی ارز نیمایی و ارز۲۸۵۰۰تومانی به نسبت آغاز کار دولت چهاردهم به ۸ میلیون و ۵۴۸هزار و ۹۴۱تومان میباشد اما فقط یکمیلیون یارانه میگیرند» تا الان این مابهتفاوت ارز نیمایی با ارز بازارآزاد، بهجیب وارد کنندههای وابسته به سپاه و حکومت میریخت، با فسادهای آنچنانی
یک نمونه از این فساد سازمانیافته پرونده چای دبشه که حتماً یادتون هست؟ این شرکت حکومتی، تنها از واردات چای، ۳.۵ میلیارد دلار رانت به دست آورد. وقتی افتضاح این کلاندزدی رو شد، خودشون مجبور شدن اعتراف کنن که بیش از ۶۰ مدیر ارشد دولتی در این فساد نقش داشتن. حالا این مدیران فاسد کیا بودن و چی شدن؛ بماند که سیاهبازی بود؛ اما این فقط از یک مورد فساد رو شده در بازی با ارز و واردات بود؛ تصور کنید چه دزدیهای کلانی در پس پرده پنهان مونده
حالا درست در روز ۱۵ دی یعنی روز هشتم قیام، شورای اطاعرسانی دولت پزشکیان رسماً اطلاع داد که ارز ترجیحی حذف شد!! با وقاحت هم اعلام کردن که میخوان فساد رو از بین ببرن برای همین ارز ترجیحی رو حذف کردن؛ یعنی یک منتی هم سر مردم گذاشتن؛ اون هم در بحبوحهی قیامی که دیگه موضوعش فقط گرانی نبود. شعارها واضح بود: 'مرگ بر دیکتاتور'، 'خامنهای ضحاک'. و از این دست شعارها بود. این کار بنزینی بود بر آتش خشم مردم؛ چون مردم دیدن که بهاسم اصلاح اقتصادی خورده دزدیها رو سرجمع کردن و به دست دولت دادن، اون هم با جهش چندبرابری
حالا وسط این معرکه، پزشکیان و سخنگوی دولتش و مهرههای اقتصادیاش هی بحث یارانهی ۱ میلیونتومانی رو باد میزدن و مطرح میکردن، انگار که برای مردم مشکلگشا آوردن. "حالا بیایید حساب و کتاب کنیم ببینیم این ۱ میلیون تومان یعنی چی؟!! ماهانه یک میلیون تومان یارانه، یعنی ۴ میلیون تومان برای یک خانوار چهار نفره. اما در عمل چه شد؟ قیمت روغن از ۷۹ هزار تومان به ۱۷۵ هزار یعنی بیش از دو برابر!!! مرغ از ۹۵ هزار به ۲۰۰ هزار، و تخممرغ از ۱۵۰ هزار به ۳۰۰ هزار تومان رسید. یعنی به هزینه ماهانه سبد خوراکی یک خانوار چهار نفره، مبلغ ۷ میلیون تومان اضافه شد.
با احتساب چهار میلیون تومان یارانه در برابر ۷ میلیون تومان افزایش هزینه، یعنی ۳ میلیون تومان ضرر خالص ماهانه برای هر خانوار، تنها در بخش خوراک، اون هم سرضرب و فقط همون روزهای اول که با شتاب گرانیها، مثل برف در آفتاب تموز آب میشه و تمام. این تصمیم باعث شد قدرت خرید مردم ایران در یک ماه، ۳۰ درصد کاهش پیدا کنه. اما خب این پول کجا واریز میشه؟ با افزایش قیمت کالاها، درآمد رژیم از مالیات بر ارزش افزوده همون۱۰ درصدی هم دو برابر میشه. یعنی وقتی مردم فقیرتر میشن، رژیم از مالیات ثروتمندتر میشه. این یک 'دزدی مستقیم' از جیب مردمه.
برندگان این ماجرا، دولت و بانک مرکزی هستند؛ چون نهتنها دیگه هزینهای برای ارز ترجیحی نمیپردازن بلکه از سه طریق درآمد کلان به دست میآورند: افزایش سرسامآور درآمدهای مالیاتی، سود از تورم مستمر، و بیرون کشیدن مستقیم ۳ میلیون تومان از جیب هر خانوار. اما بازندگان اصلی، حقوقبگیران و طبقه متوسط هستند که با افزایش ۲۰ درصدی حقوق، در برابر تورم ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی اقلام اساسی، هر ماه فقیرتر میشوند."
این سیاست صنایع داخلی رو هم فلج کرده. یک کارخانه برای خرید مواد اولیه، الآن به ۵ برابر سرمایه بیشتری نیاز داره که منجر به کاهش تولید و افزایش وابستگی به واردات میشه. از طرفی بازار فروش کالا، بهخاطر کاهش قدرت خرید دچار رکود شدیدتری شده. و این چرخه معیوب در دور باطلی ادامه داره و هر روز بدتر و بدتر میشه.
آنچه رژیم آخوندی تحت عنوان 'حذف ارز ترجیحی' انجام داد، یک سیستم طراحیشده برای غارت بیشتره. این نه یک اشتباه، بلکه تغییر شیوه دزدی از رانت پنهان به دزدی مستقیم از جیب مردم بود.
تا زمانی که این رژیم سرکاره، فرقی نمیکنه چه اسمی روی کارهاش بذاره؛ هدف اقتصادیاش همیشه غارت و چپاوله.