در بحبوحه قیام سراسری مردم ایران، خامنهای، دو بار به صحنه اومد و تلاش کرد از یکطرف خشم و اعتراضات مردم را کماهمیت جلوه بده و از طرفی تهدید کنه و خط و نشون بکشه و اونرو به عوامل خارجی نسبت بده
خامنهای: «بله کسانی هم هستند که کارشون تخریب است دیشب در تهران در بعضی جاهای دیگه یک مشت تخریبگر آمدند ساختمان متعلق به کشور خودشون رو خراب کردند مثلاً فرض کنید فلان ساختمان دیواری رو خراب کردند»
که یک مشت تخریبگر هستن ها؟؟ بعد آیا حتی یک نفر از مردم ایران هست که باور کنه خامنهای دلش براری ساختمانهای کشور سوخته؟!! اول چندتا تصویر از «یک مشت تخریبگر» رو ببینیم.
این تصاویر که بعضی منابع حتی اونرو میلیونی توصیف کردن، یک تفاوتهایی با «یک مشت تخریبگر» داره!!
خامنهای توی صحبتهاش بازهم تلاش کرد که قیامی که لرزه بر اندام خودش و تمام نظامش انداخته رو کماهمیت جلوه بده
اها، یک سطل آشغالی آتیش زدن ها؟!! البته این یکی رو راست میگه چون یک سطل آشغالهایی آتیش زدن، مثل صداوسیمای رژیم در اصفهان، فرمانداریهای رژیم در شهرهای مختلف، اتوبوس و خودرو و موتور نیروهای سرکوبگر، مراکز بسیج و سپاه و پاسگاههای نیروی سرکوبگر و شمار زیادی از این مدل سطل آشغالها که البته هر شب به تعداد و شدت آتش زدن اونها هم اضافه میشه.
یک بخش دیگه از صحبتهای خامنهای این بود که با وقاحت قیام مردم ایران رو به بیگانگان نسبت میداد!!
با وقاحت اسم رژیم پلید و پابهگورش رو میذاره ملت و مردم و قیامآفرینان میلیونی رو مزدور خطاب قرار میده. حالا پاسخ مردم چی بود؟
یک کار دیگهی خامنهای این بود که بهخیال واهی خودش میخواست بین مردم شکاف و دو دستگی ایجاد کنه.
اولاً چی شد یاد حرف زدن با مردم افتادی؟!! وقتی مالیات رو ۶۰ درصد افزایش دادی با مردم صحبت کردی؟!! وقتی ارز ترجیحی رو حذف کردی با کدام قشر جامعه صحبت کردی؟!! وقتی توی یکسال دوبار قوت لایموت مردم یعنی نون رو گرون کردی با کی صحبت کردی؟!! حالا چی شد که یاد صحبت با معترضین افتادی؟!! واقعاً میخوای با مردم حرف بزنی؟!! بیا اینهم حرف مردم.
باید به خامنهای گفت؛ تو قاچ زین رو بچسب، اسبسواری پیشکش!!! وضعیت ریزش و کشته و مجروح شدن نیروهات که یکی دو سوراخ نیست که بخوای جلوش رو بگیری، وضع نظامت از آبکش هم خرابتره