گفتگو با دکتر علی صفوی عضو کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت ایران
روز بیست و هفتم آذرماه هفتاد دومین قطعنامه نقض حقوقبشر در مجمع عمومی سازمان ملل علیه رژیم آخوندی به تصویب رسید. در این برنامه میخواهیم ببینیم که این قطعنامه چه تفاوتی با قطعنامههای قبلی دارد؟ اثر آن در روابط سیاسی بینالمللی چیست؟ زمینههای تصویب این قطعنامه کدام هستند؟ واکنشهای رژیم به این قطعنامه چه بود؟ و سرانجام اینکه نقش مقاومت ایران در تصویب هفتاد و دومین قطعنامه نقض حقوقبشر در مجمع عمومی چیست؟
ابتدا اجازه بدهید گزارش کوتاهی از هفتاد ودومین قطعنامه مجمع عمومی ببینیم.
«آقای صفوی، مجمع عمومی، طبق منشور سازمان ملل، صلاحیت صدور قطعنامههای توصیهای دارد: در ماده ۱۰ و ۱۴ منشور سازمان ملل آمده که به مجمع عمومی اجازه میدهد در زمینههای مربوط به اهداف سازمان توصیههایی صادر کند. خب این قطعنامهها بهعنوان توصیه برای دولتها محسوب میشوند، سمبلیک هستند و الزام حقوقی لازم الاجرا ندارند. سؤالی که پیش میاد این هست که پس اهمیتش این مدل قطعنامهها، به طور خاص قطعنامه مورد بحث ما یعنی هفتاد و دومین قطعنامة نقضحقوقبشر علیه رژیم آخوندی چیست؟»
« بله، قطعنامههای مجمع عمومی مثل این قطعنامه از نظر حقوقی «الزامآور» بهمعنای قطعنامههای شورای امنیت نیستند، اما این هرگز بهمعنای بیاهمیتی آنها نیست. این قطعنامهها اراده و قضاوت سیاسی و اخلاقی اکثریت دولتهای جهان را ثبت میکنند و عملاً رژیم را در جایگاه «ناقض زنجیرهای و سیستماتیک حقوقبشر» در اسناد رسمی ملل متحد مُهر میزنند. این امر چند پیامد عملی دارد:
•زمینهسازی برای اقدامهای بعدی شورای حقوقبشر، شورای امنیت، گزارشگر ویژه و سازوکارهای حقیقتیاب و پاسخگویی؛
•فراهمکردن مبنای حقوقی و سیاسی برای تحریمهای هدفمند، پیگردهای قضایی بر اساس صلاحیت جهانی، و پروندهسازی علیه مقامات رژیم؛
•تقویت موقعیت سیاسی مقاومت و حقانیت دادخواهی قربانیان، و تضعیف مشروعیت بینالمللی رژیم در چشم افکار عمومی و دولتها.
بهعبارت دیگر، «سمبلیک» بودن، بهمعنای «بیاثر بودن» نیست، بلکه این قطعنامهها بخشی از فرآیند انزوای حقوقی و سیاسی دیکتاتوری حاکم بر ایران و مقدمه اقدامات قویتر در آیندهاند.»
«ویژگیهای هفتاد دومین قطعنامه مجمع عمومی چیه و تفاوتش با قبل چیست؟»
«این قطعنامه هفتاد و دومین قطعنامه ملل متحد در محکومیت نقض حقوقبشر در ایران است که در ۱۸ دسامبر ۲۰۲۵ با ۷۸ رأی موافق، ۲۷ رأی مخالف و دهها رأی ممتنع در مجمع عمومی به تصویب رسید. چند ویژگی مهم آن:
۱.لحن بسیار قویتر: رژیم را بهخاطر «نقضهای شدید، گسترده و سیستماتیک حقوقبشر» محکوم میکند و استفاده «مستمر، نگرانکننده و گسترده» از اعدام را بهعنوان نقض فاحش تعهدات بینالمللی ایران برمیشمرد.
۲.تأکید بیسابقه بر موج اعدامها: بهطور مشخص از افزایش بیسابقه اعدامها، استفاده از اعدام برای سرکوب معترضان، مخالفان، زنان، اقلیتهای قومی و مذهبی و حتی مجرمان زیر ۱۸ سال ابراز نگرانی عمیق میکند و اعدام نوجوانان را نقض آشکار میثاق حقوق مدنی و سیاسی و کنوانسیون حقوق کودک میداند.
۳.توجه ویژه به قتلعام ۶۷: برای نخستینبار، به قتلعام ۱۳۶۷ و مصونیت عاملان آن اشاره میکند و این مصونیت را زمینهساز تکرار جنایتهای امروز معرفی میکند؛ نکتهای که خانم مریم رجوی نیز بر آن تأکید کرده و آن را «جنایت ادامهدار علیه بشریت» خوانده است.
۴.محوریت پاسخگویی و ارجاع پرونده: قطعنامه بر ضرورت پایان دادن به مصونیت و پاسخگویی تأکید میکند و راه را برای مطالبه ارجاع پرونده حقوقبشر رژیم به شورای امنیت و تشکیل سازوکارهای قضایی بینالمللی باز میگذارد؛ چیزی که در بیانیهها و مواضع مقامات ملل متحد و نیز مقاومت ایران بهروشنی مطرح شده است.
تفاوت اصلی با قطعنامه هفتاد و یکم (۲۰۲۴) در همین تأکید صریحتر بر قتلعام ۶۷، درهمتنیدن موج اعدامهای کنونی با جنایتهای گذشته، ذکر ارقام شوکآور اعدامها در ۲۰۲۵ و برجستهشدن موضوع مصونیت و لزوم ارجاع پرونده به شورای امنیت است.»
«پیام سیاسی این قطعنامه در رویارویی ۴۴ ساله مقاومت ایران با رژیم چیست؟»
«این قطعنامه یک پیام روشن دارد: در جدال ۴۴ ساله بین رژیم ولایتفقیه و مقاومت سازمانیافته مردم ایران، حق با قربانیان و مقاومت است، نه با جلادان. از ۱۳۶۴–۱۳۶۵ که اولین قطعنامه مجمع عمومی علیه نقض حقوقبشر در ایران تصویب شد تا امروز، خط سرخ همه این قطعنامهها تأکید بر اعدام، شکنجه، کشتار ۶۷، سرکوب قیامها و مصونیت عاملان بوده است؛ یعنی دقیقاً همان مواردی که مقاومت ایران از روز اول بر آن انگشت گذاشته است.
از سوی دیگر، این قطعنامه نشان میدهد که باوجود سیاستهای مماشات، تلاشهای لابیهای رژیم و کارزار شیطانسازی علیه مقاومت، تصویر واقعی رژیم در عالیترین نهاد بینالمللی همان است که مقاومت میگوید: یک حاکمیت ضدبشری که برای بقا به اعدام و شکنجه متکی است. این یک پشتوانه سیاسی و اخلاقی مهم برای مقاومت و مردم ایران و یک هشدار برای دولتهایی است که هنوز به «اصلاحپذیری» این رژیم دل بستهاند»
فراسو ـ هفتاد و دومین صدایی که به گوش جهان رسید ـ قسمت دوم