گذشته، حال، آینده
جبر زمان، سرنگونی محتوم و راهحل ها
مسعود رجوی- ۲۷ فروردین ۱۳۶۵
ولایت سفیانی و مانورهای پوچ فریبکاری
مگر خمینی نبود که آشکارا گفت اگر همه مردم هم یک چیزی را بگویند
یا یک چیزی را بخواهند و من نخواهم، حرف حرف من است؟
معنی ولایت سفیانی خمینی هم یعنی همین
مسائل اقتصادی و اجتماعی وقتی شدت و حدت پیدا میکنند
به سیاست راه میبرند زیرا که مربوطند به قدرت و رژیم حاکم بر جامعه
پس راهحل را باید در رابطه با حاکمیت پیدا کرد
اینجاست که قبل از هر چیز بایستی گرهگشایی سیاسی کرد
باید مانع سیاسی یعنی رژیم را کنار زد
تردیدی نیست که یک تحول بنیادین
و یک "انقلاب" ضروری و محتوم است
و کسی نخواهد توانست مانع آن بشود
راهحل مردمی و شرافتمندانه و البته خونین
انقلاب نوینی را مد نظر دارد
که هم به شاه میگوید نه و هم به خمینی
و ضامن تحقق صلح و آزادی و حاکمیت مردمی است
"گذشته"ستمشاهی با"حال" که روزگار ستمشیخی خمینی است
کاملاً آمادگی دارند که برای جلوگیری از تحقق "آینده"
یعنی تحقق حاکمیت مردم دست به یکی بکنند
این ناشی از ماهیتهای ضدمردمی دیکتاتوریهای شاه و خمینی است
بقایای شاه گذشته تاریک و دیکتاتوری نیمقرنی
رضاشاهی و محمدرضاشاهی را نمایندگی میکنند
شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق ایران
شاخص آینده هستند و برای آینده میجنگند
گذشته و حال و آینده
اسلوب ها، تکیهگاهها، شاخص ها، معیارها
و فرهنگ خاص و جداگانه خود را دارد
نتیجهٔ این نبرد عادلانه از پیش روشن است
نه به "گذشته" برخواهیم گشت
نه در وضعیت "حال" درجا خواهیم زد
بلکه "آینده" قطعاً محقق خواهد شد
حاصل ۲ نفی
نفی شیخ و شاه، یعنی نفی استبداد و وابستگی