سقوط آزاد قدرت خرید: وقتی سرعت رشد قیمتها ۵ برابر دستمزدهاست.
گرانیهای فلجکننده، بالا رفتن ساعتی قیمت دلار و پایین بودن دستمزدها، وضعیتی بحرانی را در جامعه بهوجود آورده است. آمارهای رسمی و تحلیلهای رسانهیی حکایت از شکافی عمیق میان درآمدها و هزینههای زندگی دارد که بقای طبقات متوسط و فرودست را نشانه رفته است.
معیشت در چنبره غارتگری؛ شکاف ۱۵۲برابری هزینهها و دستمزدها گرانیهای فلجکننده و افت ارزش پول ملی، جامعه را به نقطه انفجار رسانده است. آمارهای رسمی حکایت از شکافی عمیق میان درآمدها و هزینههای واقعی زندگی دارد.
مسابقه نابرابر دستمزد با سبد غذایی در حالی که حداقل حقوق برای سال آینده حدود ۱۵ میلیون تومان تعیین شده، آمارها تکاندهندهاند: از سال ۸۶ تا ۱۴۰۴، قیمت سبد غذایی ۱۵۲ برابر شده، اما دستمزدها تنها ۲۸برابر رشد کردهاند. این یعنی سفره مردم عملاً نابود شده است.
دلاریزه شدن داراییها و فروپاشی روانی نوسانات ساعتی ارز، امید به آینده را از بین برده است. فشار تورم باعث شده مردم برای حفظ بقا، داراییهای اندک خود را به ارز تبدیل کنند؛ واکنشی دفاعی که ناخواسته به تضعیف بیشتر پول ملی دامن میزند.
غارتگری پشت نقاب تحریم برخلاف ادعای مقامات، ریشه بسیاری از مشکلات در داخل است. نان پنج نرخی و رشد ۳۲۰درصدی قیمت برق صنعت طی چهار سال، هیچ ارتباطی به تحریم ندارد؛ اینها نتیجه مستقیم سوءمدیریت و غارتگری ساختاری است.
بودجه ۱۴۰۴؛ تعمیق رکود و فقر لایحه بودجه جدید با تعیین دستمزدهایی که ۲۰درصد زیر نرخ تورم است، عملاً تیر خلاص را به قدرت خرید جامعه میزند. این سیاست نهتنها تورم را مهار نمیکند، بلکه کشور را به سمت رکود عمیقتر و اعتراضات اجتماعی سوق خواهد داد.
در نتیجه، اقتصاد ایران مانند دوندگی است که خط پایان با سرعت جت از او فاصله میگیرد. بدون اصلاح موتور سوءمدیریت، آیندهای جز طغیان معیشتی در شهرهای ایران متصور نیست.