بحران چندلایه زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی در رژیم آخوندی؛ از اختلافات استانی بر سر آب تا غارت ۲۴۰ میلیارد دلاری منابع ملی
ایران امروز در نقطهای ایستاده که بحرانهای زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی به هم گره خوردهاند؛ بحرانی چندلایه که حتی کارگزاران و رسانههای حکومتی نیز ناچار به اعتراف به آن شدهاند. پزشکیان در جلسه علنی مجلس ارتجاع بهصراحت از «بحرانی بودن روند کشور از نظر آب» سخن گفت و تأکید کرد همه استانها مشکل آب دارند.
پزشکیان در مجلس ارتجاع رژیم آخوندی اظهار داشت: «همه استانهای ما مشکل آب دارند» و این بحران صرفاً با تقسیم آب حل نمیشود، چرا که «اقتصاد مشکل دارد، کشت مشکل دارد، نوع آبیاری مشکل دارد، بارگذاری مشکل دارد، صنعت مشکل دارد». وی به اختلافات آبی میان استانهایی چون اصفهان، چهارمحال و بختیاری، خوزستان، یزد و کهگیلویه و بویراحمد اشاره کرد و گفت: «استانها الان در حال دعوا هستند.»
اما بحران آب، جدا از ساختار معیوب اقتصاد سیاسی رژیم ایران نیست.
فرشاد مومنی، اقتصاددان حکومتی، با لحنی هشداردهنده از «تسخیرشدگی دولت توسط مافیاها» سخن گفته و تصریح کرده است:
«مافیاهایی که دولت را به مباشر منافع خود بدل کردهاند». به گفته وی، طبق گزارشهای مرکز پژوهشهای مجلس ارتجاع، تنها در دهه ۸۰، تحت عنوان تکنرخیسازی ارز، حدود ۲۴۰ میلیارد دلار به بازار قاچاق ارز و فرار سرمایه تخصیص یافته است؛ رقمی که میتوانست زیرساخت آب، کشاورزی و صنعت کشور را متحول کند.
پیامد طبیعی این ساختار رانتی، گسترش فاصله میان مردم و حاکمیت است.
روزنامه حکومتی ستاره صبح، در هراس از خیزشهای اجتماعی مینویسد:
«جایی که مردم فقط فاصله میگیرند، این خطرناکترین وضعیت برای هر نظام حکمرانی است». این روزنامه از «نمونههای عینی فروپاشی نهادی» سخن میگوید که امروز در اقتصاد، محیطزیست و اعتماد عمومی قابل مشاهده است.
در همین حال، حسین پیرموذن، نایبرئیس اتاق بازرگانی رژیم ایران، چشمانداز تولید و تجارت در زمستان ۱۴۰۴ را تیره توصیف کرده و گفته است:
«با سیاستگذاریهای بانک مرکزی و وزارت صمت، چشمانداز مثبتی برای تولید و تجارت تصور نمیشود؛ مگر اینکه تورم و کمبود نقدینگی رفع شود».
این اعترافات زنجیروار نشان میدهد بحران امروز رژیم آخوندی، نه یک حادثه مقطعی، بلکه نتیجه سالها صدور ارتجاع و تروریسم از جیب مردم محروم، غارت و رانتخواری است؛ بحرانی که مستقیماً زندگی مردم را نشانه گرفته و راه حلی بجز قیام و سرنگونی باقی نگذاشته.