امروز خبرگزاری حکومتی ایلنا گزارشی از گرانی سرسام آور مواد خوراکی داده و نوشته عین جملهاش: «همین امروز هم طبقات کارگر و مزدبگیر توان خرید برنج ندارند... قدرت خرید مردم به پایین ترین حد رسیده»
محمد بیات، نماینده خمین در مجلس گوش بهفرمان نظام، در اعترافی تکاندهنده پرده از شدت بحران عمیق فقر بر می دارد . او صراحتاً میگوید: "ما دیگر در حوزههای انتخابیه قادر به پاسخگویی به اعتراضات مردم نیستیم." این جمله، ترک عمیقی در ویترین تبلیغاتی علی خامنهای است. وقتی حتی کارگزارانِ دستچینشدهی نظام هم از خشم مردم میترسند، یعنی فقر نه یک چالش اقتصادی، بلکه به یک "بحران امنیتی" برای کل ساختار تبدیل شده است. دلاری که از ۱۳۱ هزار تومان عبور کرده، ؛ پتکی است که هر روز بر پیکرِ لرزانِ مشروعیت این نظام فرود میآید.»
اما عمق فاجعه کجاست؟ وحید شقاقی، اقتصاددان، از ورود ایران به "سیاهچاله اقتصادی" سخن میگوید. او هشدار میدهد که ایران در آستانه سقوط به "تله فقر" است؛ وضعیتی که در آن فقر به صورت خودکار خودش را بازتولید میکند و راه خروجی باقی نمیگذارد. با تورم ۷۰ درصدی در بخش مواد غذایی، اکنون از هر سه ایرانی، یک نفر در تامین حداقل کالری روزانه ناتوان است. فقر تحمیلی، فراتر از آمارها، در حال نابودی مهارت، آموزش و آگاهیِ نسلی است که تنها جرمشان زندگی در زیر سایهی این نظام است. هر یک درصد تورم اضافه، یعنی پرتاب شدن صدها هزار نفر دیگر به چاه ویلی که علی خامنهای برای مردم حفر کرده است.
نکتهی افشاگرانهی این بحران، در لایههای پنهان آن نهفته است. این سیاهچاله اقتصادی، "ذینفعانی" دارد که از رنج مردم تغذیه میکنند. گزارشها نشان میدهد که مافیای اقتصادی و کارتلهای وابسته به هسته سخت قدرت، کل اقتصاد را "گروگان" گرفتهاند. آنها به راحتی دولت را تهدید میکنند که اگر ارز ترجیحی و امتیازات کلان نگیرند، واردات را متوقف کرده و امنیت غذایی را به خطر میاندازند. این همان "سیاهچالهای" است که شقاقی از آن سخن میگوید؛ سیستمی که در آن فساد نه یک انحراف، بلکه ستونِ فقراتِ بقای نظام است. آنها از تحریم، تورم و دلار گران، ثروتهای افسانهای میسازند، در حالی که زیرساختهای کشور در حال پوسیدن است.