جان باختن هر ۱۰ دقیقه یک نفر به علت آلودگی هوا
این شمارش معکوس اختصاص دارد به داستان آلودگی هوا. قطعه کوتاهی که دیدید البته محصول رسانههای همین نظامی است که خودش وضعیت بحرانی آلودگی هوا را به این نقطه رسانده،
اینهم تصویری از اعتراض ساکنان اراک به آلودگی هوای این شهر
اینهم اعتراف یک معاون وزیر بهداشت دیکتاتوری آخوندها به این جنایت سازمانیافته حکومتی است
نقطهای بحرانی که مردم ما حتی دیگر هوای سالم برای تنفس هم ندارند!
آلودگی هوا در ماههای اخیر به یک بحران جدی در بسیاری از کلانشهرهای میهن تبدیل شده است، به طوری که کیفیت هوا برای گروههای حساس و حتی عموم مردم به وضعیت ناسالم و خطرناک رسیده است، این آلودگی روز ۱۰ آذر امسال آنچنان تشدید شد که تهران را در میان تمام کلانشهرهای آلوده جهان، به مقام اول رساند.
در ۱۰ آذرماه، به دلیل تشدید آلودگی هوا، فعالیتهای آموزشی در ۱۳ استان کشور به حالت تعطیل درآمد. همچنین در روزهای ۱۱ و ۱۲ آذر، کلیه مدارس در ۱۲ استان ایران به علت تداوم همین شرایط نامطلوب زیستمحیطی تعطیل اعلام شدند.
در همان بازه زمانی، رسانههای رسمی کشور گزارش دادند که آلودگی هوا در ایران سالانه موجب مرگ بیش از ۵۸ هزار نفر میشود؛ آماری که بهطور میانگین معادل ۱۵۸ نفر در روز، ۶ نفر در هر ساعت و یک نفر در هر ۱۰ دقیقه است که تنها به دلیل آلودگی هوا جان خود را از دست میدهند.
با کنار گذاشتن تلفات انسانی، پیامدهای جانبی این بحران نیز قابلتوجه است. بنا بر گزارش رسانههای رسمی، مدارس کشور طی یک بازه سهساله تا آذرماه امسال حدود ۳۰۰ روز به دلیل آلودگی هوا تعطیل بودهاند. با توجه به اینکه هر سال تحصیلی شامل ۲۴۲ روز آموزشی است، این آمار به معنای تعطیلی کامل مدارس کشور به مدت تقریبی یک سال تحصیلی در سه سال اخیر است.
در کنار خسارات انسانی، زیانهای اقتصادی این بحران نیز چشمگیر است. بر اساس برآوردهای منتشرشده در رسانههای رسمی، مرگومیر ناشی از آلودگی هوا سالانه بین ۱۷ تا ۲۳ میلیارد دلار خسارت مادی به کشور وارد میکند. بدیهی است که خسارتهای معنوی، اجتماعی و انسانی ناشی از از دست رفتن جان دهها هزار نفر، اصولاً قابل محاسبه نیست.
با این حال، حتی همین برآوردهای اقتصادی نیز توسط رسانههایی منتشر شده که خود وابسته به نهادهای حاکمیتی هستند؛ رسانههایی که نگاه آنها به جان انسانها نیز صرفاً از دریچه محاسبات مالی صورت میگیرد.
در خصوص علل آلودگی هوا، رسانههای رسمی از جمله خبرآنلاین، عوامل زیر را بهعنوان دلایل اصلی مطرح کردهاند:
ترافیک سنگین شهری
خودروهای فرسوده و پرمصرف تولید داخل
سوزاندن سوختهای سنگین مانند مازوت در نیروگاهها
عدم توسعه انرژیهای پاک
با این حال، کارشناسان محیط زیست تأکید دارند که محدود کردن علل آلودگی هوا به ناقصسوزی خودروها و موتورسیکلتها، نگاهی ناقص و تقلیلگرایانه است.
در همین زمینه، اسماعیل کهرم، مشاور پیشین سازمان محیط زیست، تصریح کرده است:
«ما از یکسو با سوزاندن مازوت هوا را آلوده میکنیم و از سوی دیگر، جنگلها و پوششهای گیاهی ـ که تنها عامل طبیعی پالایش هوا هستند ـ را نیز نابود میکنیم.»
افزون بر این، نابودی منابع آبی کشور بهعنوان یکی از عوامل بنیادین تشدید آلودگی هوا مطرح است. خشکشدن رودخانهها، تالابها و دریاچهها موجب افزایش ریزگردها، گسترش بیابانزایی و نابودی پوشش گیاهی شده است. در نتیجه، ذرات معلق بهراحتی در سطح کشور پراکنده میشوند.
همچنین تخریب گسترده جنگلها نقش تعیینکنندهای در تشدید بحران زیستمحیطی ایفا کرده است. جنگلها بهعنوان ریههای طبیعی کشور، طی دهههای گذشته با روندی نگرانکننده کاهش یافتهاند.
بر اساس گزارشهای رسمی:
سطح جنگلهای طبیعی ایران از حدود ۱۹.۵ میلیون هکتار در دهه ۱۳۲۰ به حدود ۱۱.۷ میلیون هکتار کاهش یافته است.
در چهار دهه اخیر، بیش از ۶ میلیون هکتار جنگل نابود شده است.
مطابق دادههای ماهوارهای، هر ثانیه ۱۵۰ مترمربع از جنگلهای ایران تخریب میشود.
سالانه حدود ۱۲۵ هزار هکتار جنگل در کشور از بین میرود.
علاوه بر این، مدیریت نادرست پسماندها، دفن و دپوی زباله در مناطق جنگلی، تولید گاز متان، آتشسوزی جنگلها و نفوذ شیرابهها به منابع آبی و اراضی کشاورزی، از دیگر عوامل تشدید تخریب محیط زیست و آلودگی هوا به شمار میروند.
در جمعبندی، مهمترین علل آلودگی هوای ایران عبارتاند از:
نابودی منابع آبی کشور
تخریب جنگلها و مراتع
استفاده گسترده از سوختهای فسیلی سنگین مانند مازوت
تولید و تردد میلیونها خودروی غیراستاندارد
توسعهنیافتگی انرژیهای پاک
نبود سامانههای مؤثر تصفیه آلایندههای صنعتی
جایگاه ایران در میان بزرگترین تولیدکنندگان گازهای گلخانهای جهان
مجموع این عوامل، کشور را در کنار بحران آب، برق و گاز، با بحران نبود هوای پاک نیز مواجه کرده است؛ بحرانی که پیامد آن، تهدید مستقیم سلامت و جان شهروندان است.
در نهایت، پرسش اساسی این است که برای مهار این بحران فراگیر چه باید کرد؟ آیا راهحلی وجود ندارد، یا ارادهای برای اجرای آن شکل نگرفته است؟
اظهارات برخی مقامات رسمی نشان میدهد که اولویتهای حاکمیتی، بیش از آنکه بر سلامت و جان مردم متمرکز باشد، بر حفظ ساختار قدرت استوار است؛ رویکردی که در عمل، هزینههای انسانی سنگینی را بر جامعه تحمیل کرده است.