زندگی مرتضی حنانه صرفاً حکایت یک آهنگساز برجسته نیست، بلکه روایتگر نبردی طولانی در دو جبهه است، نبرد برای معماری مجدد هویت صوتی ایران، و نبرد علیه انحطاط و ابتذال فرهنگی. پدرش، محمد حنانه، مؤسس دبیرستان معتبر ثروت (ایرانشهر کنونی)، خود از خدمتگزاران علم و دانش وهنر بود.
شور موسیقی در حنانه از همان کودکی نمایان بود، اما نه در قالب سنتی آن. او به جای دنبال کردن ملودیهای رایج، در پی تسخیر و تولید صداهای جدید بود. صداهایی که خود او آنها را شبیه به صدای زوزه، باد، و حیوانات توصیف میکرد و برای تولید آنها، ابزارهای بدوی میساخت. این میل اولیه به ساختن صدا، نشانگر ذهن جستجوگر و تحلیلی او بود که از تقلید صرف دوری میجست
ورود رسمی حنانه به دنیای آموزش موسیقی در سال ۱۳۱۳ با هدایت پدرش به هنرستان عالی موسیقی صورت گرفت. در آن دوران، هنرستان با حضور اساتید و موسیقیدانانی از پراگ چکسلواکی که برای تدریس اصول نظری و عملی موسیقی غربی استخدام شده بودند، اداره می شد.. حنانه در این محیط، آموزش فلوت و سپس ساز تخصصی خود، هورن، را فرا گرفت.
پس از سالها فعالیت به عنوان نوازنده هورن اول ارکستر سمفونیک تهران و سپس رهبری این ارکستر در سالهای ۳۱ و ۳۲ ، حنانه در سال ۱۳۳۳ با دریافت بورس تحصیلی دولت ایتالیا، به رم عزیمت کرد. او پنج سال در انستیتوی موسیقی مذهبی مقدس واتیکان به تحصیل آهنگسازی و کمپوزیسیون پرداخت.
این دوره پنج ساله در واتیکان، نقطهای حیاتی در تدارک نبرد فکری حنانه بود. هدف او نه تقلید از غرب، بلکه تجهیز خود به ابزار تئوریک غربی برای پیادهسازی بزرگترین دغدغهاش، چندصدایی کردن موسیقی ایران بود. او باور داشت که این دانش، تنها سلاحی است که میتواند موسیقی ایرانی را از خطر فراموشی و تبدیل شدن به یک سنت متوقف شده نجات دهد.
حنانه در مقام یک محقق بزرگ موسیقی، نگران گسست تاریخی و فراموشی ریشههای علمی موسیقی ایرانی بود. او معتقد بود که ایرانیان، خود زمانی معلم موسیقی جهان بودند، اما اکنون میراث خود را گم کردهاند. بزرگترین مشغله ذهنی حنانه، همواره چندصدایی کردن موسیقی ایران بود. او بر این باور بود که این هدف نه تنها یک پیشرفت هنری، بلکه یک ضرورت برای بازیابی هویت موسیقایی ایران است. این تفکر از این تحلیل عمیق ناشی میشد که موسیقی ایرانی در طول قرون، به دلیل عوامل مختلف از جمله افکار ارتجاعی و کنارهگیری استادان، دچار انحصار تکصدایی شده است.
حنانه در مسیر تحقق اندیشه های نوین خود، راهکار علمی را پیش رو مینهاد، موشکافی علمی موسیقی ایرانی و تمرکز بر پتانسیل چندصدایی نهفته در آن. این فراخوان، در حقیقت، مبارزه با سنتگرایی خشک و دعوت به نوآوری بر پایه دانش بود. کتاب «گامهای گمشده» یکی از ارزشمندترنی آثار اوست که برای بسیاری، همچنان ناشناخته باقی مانده است. این کتاب، فراتر از یک رساله صرف، یک تبارشناسی حماسی از موسیقی ایرانی است. او با ریشهیابی تاریخی، به این نتیجه رسید که موسیقی ایران، قرنها پیش از این بر پایه قوانین علمی استوار بوده و باید به مدهای اصیل خود بازگردد و آهنگسازی را بر مبنای آنها بنا نهد، این اثر، نه یک تئوری کامل، بلکه به گفته خود حنانه «گامهایی است در جستجوی یکی از ظریفترین هنرهای این سرزمین». او در مقام یک روشنفکر متعهد، مبارزهای فکری را علیه سطحینگری و ابتذال آغاز کرد.
در کنار مبارزات نظری و اجتماعی، حضور حنانه در سینما و تلویزیون، پلی بود که او را به بدنه جامعه پیوند میداد. او ساخت موسیقی فیلم را از سال ۱۳۲۷ با فیلم «ایران سرزمین طلای سیاه» آغاز کرد و آهنگسازی بیش از ۲۰ فیلم و مجموعه تلویزیونی را در کارنامه دارد.
از برجستهترین آثار او در این عرصه میتوان به موسیقی ماندگار سریال هزاردستان فرار از تله، تشریفات، و تپههای مارلیک اشاره کرد. این آثار صوتی، به خصوص تمهای فولکلوریک و محلی، با تنظیمهای نو، که او با ارکستر فارابی اجرا میکرد ، بخش مهمی از خاطره جمعی ایرانیان از موسیقی جدی و مبتنی بر هویت ملی را تشکیل میدهد.
به دنبال مراجعت به ایران در سال ۱۳۴۳، حنانه ارکستر سمفونیک فارابی را پایهگذاری کرد. این ارکستر، در واقع، میدان آزمایشگاه عملی، تئوریهای نوین او برای پیوند ارکستراسیون ایران با جهان بود.
ارکستر فارابی به عنوان بستر اجرای آثاری که روی تمهای فولکلور و محلی ایران تنظیم شده بودند، وظیفه تقویت صدای ملی ایران در لباسی ارکسترال را بر عهده داشت.
مبارزات فکری و فرهنگی مرتضی حنانه در ابتدای انقلاب ۱۳۵۷، بعد تازهای یافت. وی در کنار دغدغههای نظری خود، از مزاحمت ها و اذیت و آزارهای رژیم آخوندی بی نصیب نماند، که از جمله می توان به مصادره خانه پدری او توسط این رژیم اشاره کرد.
شایان ذکر است که حنانه در همکاری با نهاد ترانه و سرود سازمان مجاهدین خلق ایران، به تنظیم برخی از سرودهای مجاهدین پرداخت. نتیجه این همکاری، از جمله خلق سرود زیبا و ماندگار «میهن شهیدان» است، که همچنان از جایگاه ویژه ای در هنر مقاومت برخوردار است.
هنگامی که درخواست تنطیم این سرود با استاد مطرح شد، وی با ابراز علاقه شدید به مجاهدین و آرمانشان، بدون هیچگونه چشمداشت مادی، آن را بر عهده گرفت. این تعهد شامل ساختن یک مقدمه باشکوه و زیبا، نوشتن نتها برای سازهای مختلف، هماهنگی اعضای ارکستر و نظارت بر اجرا بود.
کارنامه حنانه، سرشار از صفحاتی است که حاکی از عدم سازش بر سر اصول بود. این شخصیت ستیزهجو، او را در برابر بزرگترین غولهای فرهنگی زمان خود قرار داد، و این جدالها ماهیت عمیق مبارزات فکری او را روشن میسازد. در بخشی از نوشته های او در دفتر خاطراتش چنین میخوانیم «چیزی علیه من و آثارم در حرکت است که نمی خواهند مطرح شود»
موسیقی سریال هزاردستان، که شاخصترین اثر حنانه در حوزه فیلم است، به صحنه بزرگترین درگیری حرفهای او تبدیل شد. حنانه ۱۱۰ دقیقه موسیقی کامل برای این سریال ساخت ، اما کارگردان این سریال ، بعدها بدون مشورت و اطلاع او، موسیقیهای دیگران را به سریال اضافه و موسیقی حنانه را دستکاری کرد.
پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، به دلیل موضعگیریهای فکری حنانه و سوابق همکاری او با نیروهای اپوزیسیون، از جمله تنظیم سرودهایی برای سازمان مجاهدین خلق، رژیم جدید فعالیتهای هنری او را تحت فشار و محدودیت قرار داد..
در نتیجه این آزار و اذیتها و فضای بسته فرهنگی، حنانه، خانه نشینی را برگزید و پژوهش درباره موسیقی کهن ایران را ادامه داد. در واقع، حنانه که با رویاهای بلندپروازانه برای نوآوری در موسیقی ایرانی از ایتالیا بازگشته بود، هرگز تسلیم خواسته های رژیم انحصارطلب آخوندی نشد و اصالت هنر و دسترنج عمر و عشق خود را به پای این رژیم ضد هنر و فرهنگ، نریخت
این استاد بزرگ موسیقی، پس از یک عمر تلاش بی وقفه برای اعتلای موسیقی ایران، سرانجام در شصت و ششمین سال زندگی پر بار خود، بر اثر بیماری سرطان و در پی ممانعت رژیم آخوندها از سفر او به خارج برای درمان، دیده از جهان فروبست.
حنانه کمتر بهکار ساختن و یا تنظیم ترانه برای خوانندگان روی آورده است. مرضیه، بانوی بزرگ آواز ایران، از محدود خوانندگانی است که حنانه در ساختن و یا تنظیم ترانههایشان نقش داشته است. ترانه های «یار اگر جلوه کند» و « االمنّتة لله» از جمله ترانههای بسیار زیبا و ماندگار موسیقی ایران است که ساخته و تنظیم حنانه و توسط مرضیه اجرا شده است. این ترانه در تالار رودکی نیز با ارکستر سمفونی رادیو و تلویزیون بهطور زنده با خوانندگی مرضیه و رهبری حنانه به صحنه آمد و مورد استقبال عموم مردم قرار گرفت.