سخنرانیهای:
ایو لترم نخستوزیر پیشین بلژیک
خانم کاترین دسومر شهردار شهر ایپر
و استرون استیونسون
ایو لترم نخستوزیر پیشین بلژیک
شجاعت شما نشان میدهد که حتی در یأسآورترین شرایط
و در رویارویی با قساوت بیحد و حصر رژیم حاکم بر ایران
صدها هزار نفر از هموطنان ایرانی شما تحت رهبری شما
بهعنوان رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران
میخواهند مبارزه کنند و حق حیات، آزادی بیان و زندگی در آزادی
در میهن خود را بهدست بیاورند
این یکی از نخستین بارهایی است که به شهر خود، به این تالار شهر و بهویژه به این سالن بازگشتهام؛ سالنی که ساعتهای بیشماری را در آن به تمرین دموکراسی و مشروعیتبخشیدن به تصمیمات شهری گذراندهام. البته این تنها نمونه کوچکی از تمرین دموکراسی است و بسیار متفاوت است با مبارزهیی که شما، خانم پرزیدنت، به همراه شورای ملی مقاومت ایران در پیش گرفتهاید.
مدتی پیش با هم ملاقات کردیم و اگر چه بیان احساساتم آسان نیست، اما آن روز آفتابی در حومه پاریس عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفتم؛ از یک سو، توصیف واقعی و تکاندهنده شما از وقایع کشور تان مرا متأثر کرد و از سوی دیگر، مجذوب شجاعتی شدم که شما نماد آن هستید. این شجاعت نشان میدهد که حتی در یأسآورترین شرایط و در رویارویی با قساوت بیحدوحصر رژیم حاکم بر ایران، نه فقط یک یا دو نفر، بلکه صدها هزار نفر از هموطنان شما تحت رهبریتان بهعنوان رئیسجمهور برگزیده مقاومت، عزم خود را برای مبارزه جزم کردهاند تا حق حیات، آزادی بیان و زندگی در میهنی آزاد را به دست آورند.
خانمها و آقایان؛ ایران کشوری پهناور و ملتی با ظرفیتهای عظیم است. در حالی که ما اینجا در شهر «ایپر» و در امنیتِ این تالار نشستهایم، من برای شما، جنبشتان و تمامی مردم رنجدیده ایران ابراز امیدواری میکنم که بهزودی شرایط بهطور واقعی تغییر کند. بیایید همگی به شجاعت مردم ایران ادای احترام کنیم.
در پایان، میخواهم از حضور شما و بازدیدتان از شهر من تشکر کنم. بسیار مفتخرم که دوستانم از میان معاونان شهردار، خانم شهردار و اهالی «ایپر» امشب به ما پیوستهاند. خانم شهردار، بیایید از امشب و در طول ماهها و سالهای آینده، همواره در ایپر بهیاد ایران باشیم؛ ایرانی که گواهی بر این واقعیت تلخ است که آن وعده و تعهدی که ما هر شب در «دروازه مـِنین» تکرار میکنیم — یعنی «هرگز جنگی دیگر» — پس از جنگ جهانی اول هنوز به واقعیت نپیوسته است. ما باید به مبارزه برای صلح و تبدیل آن به یک واقعیت روزمره در سراسر جهان، و بهویژه در کشور شما ایران، ادامه دهیم.
از اینکه به سخنانم گوش دادید و از حضور گرمتان بسیار سپاسگزارم.
کاترین دسومر-شهردار شهر ایپر
ما مفتخریم که میزبان خانم مریم رجوی باشیم
شخصیتی که نقشی مهم برای آینده ایران
و در سطح بینالمللی در مبارزه برای حقوق بشر
ارزشهای دموکراتیک و کرامت اجتماعی ایفا میکند
ایپر شهری است که بیش از یک قرن است پیامدهای جنگ و سرکوب را به جهان یادآوری میکند. فاجعه جنگ جهانی اول نهتنها ساختمانها و جانها را نابود کرد، بلکه به درکی عمیق نیز منجر شد: اینکه صلح را هرگز نمیتوان امری بدیهی دانست و جوامع باید فعالانه از ارزشهایی که همزیستی انسانها را ممکن میسازند، پاسداری کنند. مراسم روزانه «آخرین نواخته» زیر دروازه مـِنین، نماد زنده این امر است؛ آیینی که هر غروب بر مسئولیت ادامه تلاش برای گفتگو، عدالت و احترام میان ملتها تأکید میکند.
در این بستر تاریخی و اخلاقی، استقبال از شما در اینجا در ایپر معنای ویژهیی دارد. تعهد دیرینه شما به دفاع از حقوق اساسی و تلاش شما برای آیندهای برای ایران که در آن شهروندان بتوانند آزادانه زندگی کنند، با ارزشهای بنیادین این شهر همسو است. ایپر نهتنها مکانی برای یادآوری، بلکه محلی برای آگاهی و تعهد است. حضور شما در اینجا امروز به ما این فرصت را میدهد تا به اهمیت همبستگی بینالمللی و گوشسپردن به داستانهای یکدیگر بیندیشیم.
امروز، ما میخواهیم تأکید کنیم که چقدر مهم است صداهایی که برای کرامت انسانی بهپا میخیزند، همچنان شنیده شوند. در شهر ما، جایی که یادآوری و چشمانداز آینده دست در دست هم دارند، چنین صداهایی جایگاهی مییابند که با احترام و توجه پذیرفته شوند. این سنتی است که ما بهعنوان ساکنان ایپر به آن افتخار میکنیم. بازدید شما از ایپر که البته کوتاه است، نهتنها آموزنده بلکه الهامبخش نیز خواهد بود.
از طرف شورا، من میخواهم از شما صمیمانه تشکر کنم برای حضورتان، برای صداقتتان و برای تمایلتان به گفتگو با ما بهمنظور بهاشتراکگذاشتن دیدگاههایتان درباره آینده کشور تان، ایران. بسیار سپاسگزارم.
استرون استیونسون:
حضور در اینجا در این شب برای من افتخار بزرگی است و همچنین از شما سپاسگزارم بهخاطر اشاره به کتاب جدیدم. همه را تشویق میکنم نسخهای از آن را بخوانند؛ تمام سود آن به شورای ملی مقاومت ایران تعلق میگیرد. زیرا این کتاب نهتنها وضعیت کنونی ایران را با جزییات توضیح میدهد، بلکه نشان میدهد که چگونه مردم ایران نسلهاست علیه دیکتاتوری و استبداد جنگیدهاند.
پیش از رژیم حاکم، رژیم شیطانی شاه وجود داشت؛ کسی که پسرش، رضا پهلوی، اکنون بهطرزی باور نکردنی مدعی است که پس از سرنگونی آخوندها، میخواهد بر تخت طاووس بنشیند و بار دیگر پادشاه و امپراطور ایران شود. مضحک است! او میلیاردها دلاری را که پدرش از مردم ایران دزدید فراموش کرده؛ قتل و آشوبی را که پلیس مخفی او، ساواک، به راه انداخت فراموش کرده است. همه اینها را میتوان در این کتاب یافت. بهواقع، این یک افتخار بزرگ است که امشب بهعنوان یک چرخدنده کوچک در چرخ بزرگ جنبش اپوزیسیون ایران، به رهبری شجاعترین رهبر هر جنبشی در جهان، خانم مریم رجوی، اینجا هستم. این یک افتخار عمیق است که اینجا در شهر ایپر ایستادهام.
ایپر به ما یادآوری میکند که آزادی هرگز رایگان بهدست نمیآید. بهای آن، شجاعت کسانی است که حاضرند به هر قیمتی در برابر استبداد بایستند و بههمین دلیل است که ایپر شهر صلح است. دقیقاً بهخاطر تاریخ همین مکان است که ما امروز جامعه عظیم دیگری از شهدا را به یاد میآوریم: ۱۲۰ هزار مرد، زن و کودک؛ بله، کودکانی به کم سن و سالی فاطمه مصباح ۱۳ساله که در ایران بهدست رژیم آخوندی جان باختند بهخاطر حمایت از اپوزیسیون دموکراتیک، یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران. جرم آنها خشونت یا خیانت نبود؛ جرم آنها امید بود. امید به ایرانی مبتنی بر جدایی دین از دولت و دموکراتیک؛ امید به آزادی بیان و عقیده؛ امید به آیندهای که نسل بعد در سرکوب به دنیا نیاید.
پس همانطور که سربازان جوان «پاشندیل» برای آزادی با تفنگها روبهرو شدند، این شهدا با طناب دار، گلوله و صندلی شکنجهگر روبهرو شدند. رژیم تلاش کرد نام آنها را از تاریخ پاک کند، همانطور که توپهای جنگ جهانی اول تلاش کردند خود ایپر را از روی نقشه پاک کنند. اما درست مانند این شهر، آنها نیز پایدار ماندند. فداکاری آنها در عزم مقاومت ایران، در شجاعت زنان و مردانی که هنوز در خیابانها راهپیمایی میکنند، در زندانیان سیاسی بیشماری که از سر خمکردن در برابر استبداد سر باز میزنند و در دلاوری کانونهای شورشی زنده است که هر شب و هر روز نیروهای تاریکی و سرکوب را در ایران به چالش میکشند. اگر ما شهدای ایران را فراموش کنیم، مردمی را که هنوز برای به دست آوردن آزادی خود مبارزه میکنند، رها کردهایم.
باشد که فداکاری کسانی که در اینجا جان باختند، عزم ما را برای ایستادن در کنار کسانی که در همهجا برای آزادی میجنگند، راسختر کند و باشد که یاد و خاطره ۱۲۰ هزار شهید ایران، ما را بهسوی جهانی رهنمون کند که در آن هیچ رژیم و هیچ استبداد دیگری هرگز نتواند باور کند که کشتار جمعی، صدای عدالت را خاموش خواهد کرد. متشکرم.
نهال صفا:
مهمانان ارجمند، خانمها و آقایان، خانم مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده عزیز. نام من نهال است؛ ۲۲ سال دارم و در رشته پزشکی تحصیل میکنم. من در هلند به دنیا آمدم و در امنیت بزرگ شدم، اما هرگز فراموش نمیکنم که خانوادهام از کجا آمدهاند. دایی من، مهدی عظیمزاده، تنها ۲۳ سال داشت که دستگیر شد و پس از هفت سال شکنجه، در قتلعام وحشیانه سال ۱۳۶۷ اعدام شد؛ و ما تنها نیستیم. در این سالن، تقریباً هر کسی یکی از بستگانش را از دست داده است. برای مثال، خانواده شایسته ده تن از بستگان خود را از دست دادهاند و ما جای خالی آنها را هر روز احساس میکنیم.
اگر سبعیت افزایش مییابد، به این دلیل است که رژیم در حال ضعیفشدن است و ضعیفتر میشود چون مقاومت در حال رشد است. رژیم ایران یک تهدید جدی برای صلح و امنیت جهانی است. با این حال، با وجود این همه تاریکی، اتفاقی خارقالعاده در حال وقوع است. نسل جدیدی از ایرانیان بهپا خاسته است، درست مانند نسلی که شهر ایپر را بازسازی کرد. نسلی که اعدام، زندان یا تبعید اجباری دوستانش را دیده، اما از تسلیمشدن سر باز میزند. نسلی که روح قیام سال ۱۴۰۱ را ادامه میدهد؛ نسلِ «زن، مقاومت، آزادی».
ما از حقوقبشر، از یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر آزادی، برابری و عدالت برای تکتک افراد دفاع میکنیم؛ ارزشهایی که شورای ملی مقاومت ایران به رهبری خانم مریم رجوی از آنها دفاع میکند. ما بر این باوریم که ایران فردا بهدست جوانانش ساخته خواهد شد و نیرویی که ایران آزاد را خواهد ساخت، همان نیرویی است که این شهر را بازسازی کرد.
خانمها و آقایان، از ایپر تا ایران، تاریخ یک درس به ما میآموزد: وقتی مردم از حکومت بترسند، استبداد حاکم است؛ وقتی حکومت از مردم بترسد، آزادی برقرار است. متشکرم.