گزارشی مستند از توطئهها و دسیسههای رژیم آخوندی علیه مقاومت مردم ایران در پرونده
پرونده این هفته را با تصاویری نسبتاً قدیمی آغاز کردیم. شاید این پرسش مطرح شود که چرا چنین تصاویری دوباره مرور میشوند؟
حمله قاسم سلیمانی و نیروهای وابسته به سپاه قدس به اشرف و لیبرتی، یا عملیات بمبگذاری نافرجام اسدالله اسدی در گردهمایی بزرگ ویلپنت، به چه مناسبت بار دیگر یادآوری میشوند؟
این پرسش، پرسشی منطقی است. با این حال، اکنون که این تصاویر نسبتاً قدیمی را مشاهده کردید، لطفاً به تصاویر نسبتاً جدیدی که در ادامه ارائه میشود نیز توجه کنید.
این تصاویر، جدیدترین طرح خامنهای و پزشکیان برای حفظ نظام در برابر کانونهای شورشی و مردم ایران را نشان میدهد.
در ادامه، به بخش بعدی میپردازیم.
تصاویری که مشاهده شد، مربوط به حملات عوامل و نیروهای وابسته به رژیم به برخی اماکن هواداران مقاومت در کشورهای اروپایی طی سالهای اخیر است؛ حملاتی که هر یک از آنها پیشتر بهطور کامل افشا شدهاند.
اکنون، یک گزارش بسیار کوتاه دیگر نیز مشاهده میکنیم که مربوط به روزهای اخیر است، تا سپس به اصل موضوع این پرونده بپردازیم.
تصاویری که اکنون مشاهده کردید، مربوط به جلسات رژیم و عوامل وابسته به آن در یک شهر مرزی در ایتالیا و همچنین در آلبانی است.
بار دیگر، اما این بار بسیار کوتاه، این تصاویر را با یکدیگر مرور کنیم.
آیا با مشاهده این سه مجموعه تصویر از تروریسم رژیم، ذهن شما نیز به مقایسه معطوف نمیشود؟
مقایسه دورهای که خامنهای با تمام توان موشکی و شبکه تروریستی خود به مجاهدین حمله میکرد،
و سپس در مرحله بعد، به استخدام جنایتکاران حرفهای برای حمله به هواداران مجاهدین در خارج از کشور روی آورد،
با شرایط کنونی که نوک پیکان حملات او علیه مجاهدین، به چند خبرنگار مزدور یا چند شهروند خارجی حقوقبگیر رژیم محدود شده است.
آن حملات افسارگسیخته تروریستی کجا،
و این جلسات محدود کجا؟
آن جنایتها کجا، و این تلاشها برای شیطانسازی کجا؟
آیا به نظر نمیرسد که در این میان، جایی از کار دچار اشکال شده باشد؟
آیا راهبردهای خامنهای دچار بنبست و ناتوانی نشدهاند؟
بهویژه آنکه همان نهادهای تروریستیای که پیشتر توسط مقاومت ایران افشا شدهاند، همچنان گاهبهگاه تلاش میکنند ضرباتی علیه مجاهدین وارد کنند؛ در حالی که این دستگاههای عریض و طویل، قاعدتاً باید از کارآمدی بسیار بیشتری برخوردار باشند، اما در عمل، بسیار فرسودهتر و ناتوانتر از آن به نظر میرسند که بتوانند اقدام مؤثری انجام دهند.
بهعنوان نمونه، میتوان به «جامعهالمصطفی» وابسته به خامنهای اشاره کرد؛ نهادی که اکنون به یکی از مهمترین بازوهای تروریستی رژیم در خارج از کشور تبدیل شده است.
لازم است یادآوری شود که این نهاد، هماکنون تحت نظارت و در برخی موارد تحت پیگرد پلیس و دستگاههای امنیتی کشورهای مختلف قرار دارد.
روزنامه «ولت آم زونتاگ» در گزارشی اعلام کرده بود که نهادهای امنیتی آلمان، هویت ۱۶۰ نفر مرتبط با سپاه پاسداران در این کشور را شناسایی کردهاند.
در جدیدترین رخداد، رسانه آرژانتینی «اینفوبائه»، که نشریهای مستقل و مترقی محسوب میشود، گزارش داد که عوامل وابسته به جامعهالمصطفی در کشور چاد دستگیر شده و به برخی از جرایم خود اعتراف کردهاند.
اما این، تمام مشکلات خامنهای در این روزها نیست؛ چرا که فعالیتهای تروریستی او و جامعهالمصطفی در فرانسه نیز با موانع جدی مواجه شده است.
بازپرسهای این پرونده به رادیو فرانسه اعلام کردند که اسفندیاری در جریان بازجویی اعتراف کرده است پول نقد دریافتشده از دفتر علی خامنهای را در چمدان خود به اروپا منتقل کرده است.
بار دیگر، رد پای جامعهالمصطفی، این بار در پاریس و با انتقال چمدانهای مملو از پول نقد از سوی دفتر خامنهای، آشکار میشود.
رادیو دولتی فرانسه در پایان گزارش خود تصریح کرده است:
«این پرونده اکنون به یکی از مهمترین چالشهای امنیت داخلی فرانسه تبدیل شده است. ارتباط میان منابع مالی دفتر خامنهای، شبکههای تبلیغاتی تلگرامی، آموزشهای ایدئولوژیک در قم، و همکاری همزمان جریانهای اسلامی افراطی و راست افراطی، ابعاد تازهای از شبکه نفوذ جمهوری اسلامی ایران در اروپا را آشکار کرده است.»
بدین ترتیب، با پروندهای پیچیده و چندلایه مواجه هستیم که برای روشن شدن تمامی ابعاد آن، باید منتظر ادامه تحقیقات ماند.
در ادامه برنامه، به بررسی چند خبر و تصویر دیگر از فعالیتهای این نهاد تروریستی وابسته به خامنهای میپردازیم؛ ابتدا به تهران و سایت وزارت اطلاعات موسوم به «فراق»، سپس به گزارشهای منتشرشده در سایت انجمن نجات وابسته به وزارت اطلاعات.
سپس از تیرانا به مالزی میرویم تا فعالیتهای مشترک جامعهالمصطفی و وزارت اطلاعات در آن کشور را بررسی کنیم.
در این میان، یادآوری میشود که اولسی یازچی، از آموزشدیدگان جامعهالمصطفی و از عوامل آلبانیایی رژیم، در سال ۲۰۱۱ در قم آموزش دیده و عملاً از پرسنل این نهاد محسوب میشود.
پس از مرور چند نمونه دیگر از این جلسات، به موضوع اصلی بازمیگردیم.
تا اینجا، نمونههای متعددی از مأموریتها و فعالیتهای تروریستی جامعهالمصطفی در نقاط مختلف جهان بررسی شد. اکنون لازم است به بررسی هزینههای این فعالیتها پرداخته شود و مشخص گردد این شبکه گسترده چه بار مالیای برای رژیم به همراه داشته است.
در ادامه، گزارشهای مالی منتشرشده از سوی رسانههای مختلف در این زمینه مرور میشود.
در پایان برنامه، تصویری از یک همایش این نهاد تروریستی در یکی از سالنهای مجلل و بسیار پرهزینه وابسته به روحانیت ارائه میشود؛ سالنی با تزئینات پرزرقوبرق که شکوه آن یادآور دربارهای تاریخی است.
در پشت این کاشیکاریها، منبتکاریها و نورپردازیهای پرهزینه، نهادی تروریستی و سازمانیافته قرار دارد.
جامعهالمصطفی العالمیه، بر اساس مصوبه سال ۲۰۰۸ شورای عالی انقلاب فرهنگی، از ادغام «مرکز جهانی علوم اسلامی» و «سازمان حوزهها و مدارس علمیه خارج از کشور» تشکیل شده است.
در ادامه، بخشی از ساختار سازمانی این نهاد نمایش داده میشود؛ ساختاری که البته مربوط به سالهای پیش از تأسیس رسمی جامعهالمصطفی است و تنها بخشی از شبکه سازمانی آن را نشان میدهد، چرا که این نهاد مستقیماً به شخص علی خامنهای متصل است.
اکنون، علی خامنهای در شرایطی قرار دارد که تحت فشار یک مقاومت مردمی، سازمانیافته و همهجانبه، با تمام توان تلاش میکند در داخل کشور، خارج از کشور، نهادهای بینالمللی یا حتی رسانههای محلی، کوچکترین ضربهای به مجاهدین وارد کند.
و این در حالی است که رسانهها و عوامل وابسته به او همزمان ادعا میکنند که مجاهدین دیگر وجود ندارند، پایگاه اجتماعی ندارند و از حمایت نسل جوان برخوردار نیستند.
تناقضی آشکار که خود، گویای واقعیتهای پنهان این ماجراست.