سومین سالگرد قیام مردم ایران در ۱۴۰۱ - قسمت دوم

مریم رجوی ـ ۲۴شهریور ۱۴۰۳

سلام بر قیام بزرگ مردم ایران در ۱۴۰۱

در آن قیام، ۷۵۰جوان و نوجوان

مانند حدیث و سارینا و مهرشاد و محمد با گلوله‌های پاسداران به‌شهادت رسیدند

اما نیروی شورش و قیام در دل جامعه پرقدرت‌تر و مصمم‌تر شد.

دلیران کانون‌های شورشی مشعل‌داران قیام شدند

انقلاب دموکراتیک میدان‌دار شد و مرزبندی نه شاه نه شیخ و جبهه خلق بیش از همیشه اعتبار یافت

 

«سلام بر قیام بزرگ مردم ایران در ۱۴۰۱ که با جان باختن مظلومانه ژینا امینی (مهسا) در اثر ضربات وحوش خامنه‌ای شعله‌ور شد. قیامی که به گسترده‌ترین صورت نشان داد که رژیم در موقعیت سرنگونی است و با صدای بلند گفت که دیکتاتوری به هیچ شکلی و با هیچ اسمی در ایران جایی ندارد. و قیام‌کنندگان در سراسر ایران فریاد کشیدند: مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر».

در آن قیام، ۷۵۰ جوان و نوجوان مانند حدیث و سارینا و مهرشاد و محمد با گلوله‌های پاسداران به‌شهادت رسیدند و ۳۰ هزار نفر در زندانهای خامنه‌ای تحت شکنجه و آزار قرار گرفتند. اما نیروی شورش و قیام در دل جامعه پرقدرت‌تر و مصمم‌تر شد. مادران و پدران و جوانان دلیر خروشیدند: «سرخم قدغن».

از پیکر هموطنان بلوچ آن همه خون جاری شد؛ از «جمعه خونین زاهدان» تا جان باختن خدا نور یا شهادت دکتر ابراهیم ریگی در زیر شکنجه. با این حال مردم و جوانان بلوچ به فراخوانهای سازشکارانه اعتنایی نکردند و سنگر مقاومت و قیام را حفظ کردند.

از زاهدان تا تهران، از کردستان تا خراسان و تبریز، رشت و کرمانشاه و اصفهان و کرمان و شیراز، قیام مردم قدرت خود را برای به زیر کشیدن رژیم آخوندی اثبات کرد.

از میان بندهای آتش‌گرفته اوین و لاکان، از آن همه چشم‌های دختران و پسران ما که نابینا شد، از رنج‌های آن هزاران دانشجویی که از تحصیل محروم یا اخراج شدند، از دلاوری جوانان مهاباد و جوانرود و سنندج و کامیاران که تا سنگربندی خیابان‌ها پیش رفتند، و از فداکاریهای دلیران کانون‌های شورشی که مشعل‌داران قیام شدند، انقلاب دموکراتیک میدان‌دار شد و مرزبندی «نه شاه، نه شیخ» و «جبهه خلق» بیش از همیشه اعتبار یافت.

هدایت راه‌حل انقلابی توسط مسعود، سرقت قیام را نافرجام گذاشت و آن را به‌سوی سرنگونی رژیم ولایت فقیه سوق داد. هم‌چنان که مسعود گفت:
«ارمغان قیام برای رژیم ولایت فقیه، ناامنی و گسیختگی و سرانجام سرنگونی است. قیام خلق خاموشی نمی‌پذیرد».


بیانیه شورای ملی مقاومت - شهریور ۱۴۰۲

«قیام‌های سراسری که در پی قتل حکومتی زنده‌یاد مهسا (ژینا) امینی، از جمعه شب ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد، با شکوهمندترین جنبش‌ها و خیزش‌ها، برای چند ماه تداوم یافت و از جرقه‌یی که بر خشم و نفرت انباشته‌شدهٔ جامعه زده شد، چنان حریقی برخاست که تا سوزاندن تمام رژیم جهل و جنایت خاموشی نمی‌پذیرد.

آنچه در یک سال گذشته در سپهر سیاسی ایران جریان یافت، نتیجهٔ فعال شدن پی‌درپی گسل‌های گوناگون و بحرانهای بی‌شمار انباشت‌ شده‌یی است که قیامهای پیش از آن، به‌ویژه در دی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ و هزاران حرکت اعتراضی و شورشی را در ابعادی کلان بازسازی می‌کند.

اخگرهایی که زیر خاکستر کشتارهای سبعانهٔ دههٔ ۶۰ و قتل‌عام زندانیان سیاسی سرموضع در سال ۶۷، سرکوب قیامهای دههٔ ۷۰، از جمله در مشهد و قزوین و بوکان و اراک و تهران (تیر ۱۳۷۸) و قیامهای سال‌های ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹ پنهان شده بود، در آتشفشان قیامهای بنیان‌کن ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ سرباز کرد.

سپس در سال ۱۴۰۱ زنان و مردان ایران‌زمین، قهرمانانه، قیام کردند و شاکلهٔ فاسد، غارتگر، تبهکار و مرتجع ولایت خامنه‌ای را، که با تبهکاری و تنها با سرکوب‌های وحشیانه به حیات ننگین خود ادامه می‌دهد، به مبارزه سرنوشت‌ساز طلبیدند. آنان از همان جرقهٔ نخستین در شبانگاه ۲۵ شهریور با فریاد «مرگ بر دیکتاتور/ مرگ بر خامنه‌ای»، پیام جنبش توده‌ها را به سراسر جهان مخابره کردند.

در برابر این خروش تاریخ‌ساز، همهٔ تبهکاران ولایت فقیه، که فاقد حداقل شرافت هستند، بسیج شدند تا آتش انقلاب را خاموش کنند. بر اساس گزارشهای منتشر شده طی ۷ روز آخر شهریور دست‌کم ۹۰ تن از شهروندان، به شمول زنان، جوانان و نوجوانان، در این جدال سرنوشت‌ساز به‌شهادت رسیدند.

شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱، سازمان مجاهدین خلق ایران اعلام کرد که تاکنون تظاهرات و قیام سراسری در بیش از ۲۸۲ شهر با ۷۵۰ شهید و ۳۰ هزار دستگیری به ثبت رسیده است. این سازمان در ۸ فروردین ۱۴۰۲ اسامی و مشخصات ۶۷۵ تن از شهیدان خیزش‌های توده‌یی را اعلام کرد.

بر اساس گزارشهای منتشر شده، از ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ تا اول آذر ۱۴۰۱، دست‌کم ۱۰۲۷ حرکت اعتراضی از جانب دانشجویان سراسر کشور صورت گرفت. هزاران حرکت خیابانی، تجمع اعتراضی در دانشگاه، مراسم یادمان شهیدان انقلاب، اعتصاب بازاریان، سردادن شعار شبانه از پنجره و بالکن خانه‌ها و. زنگ سرنگونی استبداد مذهبی را به صدا درآورد و پیکار خلق قهرمان ایران و مبارزه نیروهای شورشی پیشتازش را وارد مرحلهٔ نوینی کرد».


اخبار سیمای آزادی - ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۳

خانم دومینیک آتیاس

رئیس شورای اداری بنیاد وکلای اروپا

و رئیس پیشین کانون وکلای اروپا با بیش از یک میلیون عضو

 

در انتظار آن روز سربلند و پرقدرت زنان ایرانی هستیم و

ما در کنار آنها رو در روی ستمگران و کل جهان فریاد سر می‌دهیم

زن، مقاومت، آزادی

«خانم‌ها، چه افتخاری، چه افتخاری که در کنار شما باشم، چه افتخاری که امروز اینجا هستم. به شما می‌گویم گوش کنید، به این زنان گوش دهید که از اعماق زندان فریاد می‌کشند، فریاد مقاومت، مقاومت و آزادی برای مردم ایران. مقاومت ایرانیان بیش از یک قرن است جریان دارد؛ ابتدا در سال ۱۲۸۵ (انقلاب مشروطه)، بعد علیه دیکتاتوری شاه که به‌زور چادر را از سر زنانی که می‌خواستند آن را بپوشند می‌کشید؛ همان شاهی که با زنان به‌مانند موجوداتی پست‌تر از مردان رفتار می‌کرد. معلوم نیست چرا این مردان این‌قدر روی پوشش ما تمرکز می‌کنند! و حالا بیش از چهل سال مقاومت در برابر آخوندها و نوچه‌های پاسدارشان، به بهای گذشتن از جان خود.

این آتش شعله‌ور ماند و شعله‌های آن اکنون چشم‌ها را خیره می‌کنند و دیگر هیچ‌چیزی نمی‌تواند آن را خاموش کند، با این‌که آخوندها هر کاری از دستشان بر می‌آمد کردند. در سال ۱۳۶۷ هم‌چنانکه شما، خانم رجوی، یادآوری کردید، با کشتار نوجوانان، زنان باردار، زنان مسن. و حالا نگاه کنید، نگاه کنید به خواهران آنها، به دخترانشان و به نوه‌هایشان که مشعل مقاومت را به دست گرفته‌اند.

روزهای آخوندها و اوباش آنها به شمارش افتاده است. بگذارید صدای تیک‌تاک انتقام را بشنوند. آنها باید پاسخگوی جنایاتشان علیه بشریت باشند که هر روز مرتکب می‌شوند، زیرا بله، به بردگی گرفتن و سرکوب یک جنس انسان، زنان، جنایت علیه بشریت به‌شمار می‌آید و پرونده‌های این جنایت در حال تشکیل شدن هستند. در انتظار آن روز، سربلند و پرقدرت، زنان ایرانی و ما در کنار آنها فریاد می‌زنیم، رو در روی ستمگران و رو در روی کل جهان فریاد سر می‌دهیم: زن، مقاومت، آزادی!».

لطفا به اشتراک بگذارید: