به مناسبت بهمن آتشین سالگرد انقلاب ضدسلطنتی
از مجموعه آموزشهای مجاهدین برای نسل جوان و شورشگران
مسعود رجوی-۲۲ اسفند ۱۴۰۱
مسعود رجوی-۲۲ اسفند ۱۴۰۱
۱-گفتهایم و تکرار میکنیم که انکار انقلاب ضدسلطنتی توهین به مردم ایران و لگدمال کردن اعلامیهٔ جهانی حقوقبشر و مشخصاً حق شورش و قیام علیه ستمگر بهعنوان آخرین علاج بشر است.
۲۳۴ سال از انقلاب کبیر فرانسه میگذرد. آیا دیدهاید کسی به انقلاب مردم فرانسه اهانت کند؟ در حالی که همه سرنوشت شاه و زنش ماری آنتوانت و آنچه را پس از آن در فرانسه واقع شده بهروشنی میدانند.
آیا سرود ملی فرانسه و بزرگداشت مقاومت یک خلق را شنیدهاید؟ آیا هنوز فرمان «مسلح شدن شهروندان» و «تشکیل گردانها» و بانگ «بهپیش» طنینانداز نیست
آیا دیدهاید کسی این انقلاب را مثل بچه شاه ”شوم“ بخواند؟
۲-گفتهایم و تکرار میکنیم که بیجواب گذاشتن «سلطنت یا جمهوری» و موکول کردن آن به بعد یا پای صندوق رأی، به بهانهٔ برهم نخوردن وحدت، انکار حاکمیت و رأی جمهور ملت است. این فریبکاری و خیانت و انحراف و تفرقه به سود رژیم ولایت است.
۳-گفتهایم و تکرار میکنیم که دم زدن صوری از اتحاد، بدون ابطال شناسنامهٔ دیکتاتوریهای شاه و شیخ همان «همه با من» خمینی است. خمینی هم در خارجه «زیر درخت سیب» میگفت که پس از سقوط رژیم شاه چیزی نمیخواهد، به قم میرود و «طلبگی» پیشه میکند.
۴-گفتهایم و تکرار میکنیم که اصل موضوع «جبهه خلق» یا «جبهه مردم ایران» شامل تمام آنهایی است که خواستار سرنگونی دیکتاتوری و حاکمیت جمهور مردم ایران یعنی جمهوری «از طریق انتخابات آزاد، با رأی عمومی، مستقیم، مساوی و مخفی» هستند.
۵-گفتهایم و تکرار میکنیم که جبهه خلق با شاخص حاکمیت جمهور مردم، ابداع ما نیست. من درآوردی نیست. زیر حاکمیت رژیمهای استبدادی یا وابسته، نمیتوان و نباید مانند دموکراسیهای غربی طیفی از راست به چپ یا از چپ به راست ترسیم و تقسیم کرد. تا فاشیسم و دیکتاتوری حاکم است، تا زمانی که حق حاکمیت مردم غصب شده و به سرقت رفته است، ابتدا باید جبهه خلق و ضدخلق تعیینتکلیف شود. تجربهٔ یکصد سال شاه و شیخ، بهرسمیت شناختن مرزبندی ملی ایرانیان با دیکتاتوری و وابستگی برای رسیدن به آزادی و استقلال است. بنابراین شعار «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه، چه رهبر» راهبند استبداد و استعمار است.