فروش بلیط

0
6

 

 

فروش بلیط

بسیجی  باباش میمیره هفتش خیلی شلوغ می شه واسه چهلم بلیط می فروشه

بسیجی  آشغال میره تو چشماش سره ساعت 9 میشینه دم در

بسیجی می ره هیئت راش نمی دن خودش می ره هیئت می زنه هیچکس رو راه نمی ده

.

یک بار یک بسیجی زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه اقا ماشین دارید. مردی که پشت تلفن بوده جواب میده بله. بسیجی میگه خوش به حالتون ما نداریم!

*******************************************

شما هم نظر دهید

Please enter your comment!
Please enter your name here