با یکی از دوستانم سوار تاکسی شدیم

0
18

از : شعله ازادی

با یکی از دوستانم سوار تاکسی شدیم.

هنگام پیاده شدن دوستم به راننده تاکسی گفت:

ممنون آقا، واقعا که رانندگی شما عالی است.

راننده با تعجب گفت: جدی میگویید یا اینکه داری مرا دست می اندازی؟!

دوستم گفت: نه جدی گفتم. خونسردی شما در رانندگی در چنین خیابان های شلوعی قابل تحسین است. شما بسیار خوب رانندگی نموده و قوانین را رعایت میکنید.

راننده لبخند رضایت بخشی زد و دور شد.

از دوستم پرسیدم : موضوع چی بود؟!

گفت سعی دارم ” عشق ” را به مردم شهر هدیه کنم!

با صحبت های من آن راننده تاکسی روز خوشی را پیش رو خواهد داشت.

رفتار او با مسافرانش خوب تر از قبل خواهد بود، مسافران نیز از رفتار خوب راننده انرژی میگیرند و رفتارشان با زیر دستان، فروشندگان، همکاران و اعضای خانواده خوب خواهد بود.

به همین ترتیب خوش نیتی و خوش خلقی میان حداقل هزارنفر پخش خواهد شد.

من هر روز با افراد زیادی روبرو میشم.

اگر بتوانم فقط 3 نفر را خوشحال کنم، بر رفتار 3 هزار نفر تاثیر گذاشته ام.

گفتن آن جملات به راننده تاکسی هیچ زحمتی نداشت. اگر با راننده دیگری برخورد کنم او را نیز خوشحال خواهم کرد. خوشحال کردن مردم یک شهر کار ساده ای نیست اما اگر بتوانیم چند نفر را خوشحال کنیم کار بزرگی انجام داده ایم.

روح زندگي ما همين عشق است.

حال آنكه برخي از ما با يك ادبيات ناپسند در پي فرصتي هستیم كه همديگر را تحقیر كنيم؛

واااي چقدرر چاق شدي!

موهاي سفيدتم كه كم كم در اومد

اينهمه كار ميكني براي اينقدرر در آمد؟

تو واقعاً فكر ميكني در اين امتحان قبول ميشي؟

و..

اين جملات و امثال آنها كاملاً مخرب نيروي عشق هستند و عشق را از رابطه ها گريزان مي كنند.اگر بتوانيم زيبايي را در نگاه خودمان جاي دهيم اصولاً عشق است كه از وجود ما ساطع ميشود.

بياييم جريان عشق را در زندگي خود جاري كنيم.

شما هم نظر دهید

Please enter your comment!
Please enter your name here