روز و شب هستند موشان بسخن

0
24

هست اين دنيا چَه و عمرت رسن‏
روز و شب هستند موشان بى‏سخن‏
رشته عمر تو را ليل و نهار
پاره سازد لحظه لحظه تار تار
اژدها قبر است بُگشوده دهان‏
منتظر تا پاره گردد ريسمان‏
مرگ باشد شير مست پر غرور
تا كشد جان تو را از تن به زور
مال دنيا انگبين و اهل آن‏
جمله زنبورند نى بل برغمان‏
از پى اين شهد زهرآلوده چند
در جدل با ريش مالان اى لوند
شهد نبود زهر جانفرساست اين‏
نوش نبود نيش درد افزاست اين‏
مهر تابان نيستند اين دوستان‏
دشمنانند اى برادر دشمنان‏
زاهل دنيا تا توانى اى عزيز
میگريز و میگريز و می‏گريز

آرى، غفلت از خدا و بى‏توجهى به آخرت و فراموشى حقايق و دورى از صفات عالى انسانى، آدمى را- مرحوم ملا احمد نراقى در اشعار بالا فرمود- گرفتار دام خطر كرده‏ و دست انسان را از دامن سعادت جدا خواهد كرد

شما هم نظر دهید

Please enter your comment!
Please enter your name here