شر آخوند

0
15


توی آسانسور بودم یه آخوندی هم سوار شداول ساکت بود بعد گفت : چطوری ؟
گفتم : الحمدلله
یه نگاهی به من کرد ، هندزفری شو جابجا کرد !
معلوم شد داره با تلفن حرف می زنه!
هیچی دیگه منم تسبیحم رو از تو جیبم در آوردم ادامه دادم :
الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله …

که شر این را از سرم کم کردی

شما هم نظر دهید

Please enter your comment!
Please enter your name here