ولی فقیه ارتجاع در بنبست سرکوب – ۳دی۱۳۹۷
هممیهنان عزیز، دوستان و بینندگان گرامی سیمای آزادی، از طرف خودم و همکارانم بهترین سلامها و درودها رو تقدیم شما میکنم. خوشحالم که در برنامة امروز تیک تاک در خدمت شما هستم. موضوعی که امروز اون رو مورد بررسی و بحث قرار میدیم، اوضاع به شدت ملتهب اجتماعی است. اوضاعی که مهرهها و رسانههای رژیم نسبت به آن پیدر پی اعلام خطر میکنند. مثلاً هشدار میدهند که با از دست رفتن چهار پنجم قدرت خرید پول ملی، کارد به استخوان مردم رسیده. هشدار میدهند که در پس این روزها طوفانی در کمین است.
هشدار میدهند که جامعه مثل دیگ بخار است و هشدار میدهند که لحظهیی به وخامت اوضاع پی میبریم که دیگر کار از کار گذشته است. به نظر میرسد که با ملاحظة همین شرایط است که خامنهای دیروز فرماندهان نیروی سرکوبگر انتظامی را نزد خود فراخواند و توصیههایی در جهت ملاحظهکارانه و عاقلانه رفتار کردن با مردم به آنها کرد و در عین حال به طور متناقضی از آنها خواست که مقتدرانه عمل کنند. توجهتون رو به گزارشی در باره شرایط پر التهاب کنونی جلب میکنم
گوینده: « حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر امروز (یکشنبه) در دیدار فرماندهان و مسئولان نیروی انتظامی، با تشکر از تلاشهای حافظان نظم و امنیت، این نیرو را در معرض نگاه و قضاوت عمومی دانستند و تأکید کردند: باید به نحوی عمل کنید که برداشت مردم از نیروی انتظامی یک نیروی مقتدر، عادل و هوشیار باشد.
فرمانده کل قوا، لازمه رسیدن نیروی انتظامی به جایگاهی در طراز انقلاب و نظام اسلامی را «پیشرفت بدون توقف» خواندند و افزودند: بخشهای مختلف نیروی انتظامی از جمله کلانتریها، پاسگاهها و گشتهای انتظامی در پیش چشم مردم قرار دارد، و قضاوت درباره عملکرد نیروی انتظامی به مجموعه نیروهای مسلح و نظام اسلامی تعمیم پیدا میکند.
ایشان با اشاره به پیشرفتهای خوب نیروی انتظامی از جمله بهبود رفتار با مردم و مراجعان در مراکز انتظامی نسبت به گذشته، بر لزوم استمرار پیشرفتها تأکید کردند و افزودند: عملکرد نیروی انتظامی باید عاقلانه، مدبرانه و برای مردم کاملاً اطمینانبخش و اعتمادآفرین باشد.
پس از اظهارات خامنهای پاسدار اشتری هم پرسنل زیر دست خود را جمع کرد تا آنها را نسبت به توصیههای خامنهای و شرایط انفجاری کنونی توجیه کند. «فرمانده نیروی انتظامی در نشست سراسری فرماندهان و رؤسا و معاونان ناجا با اشاره به اقدامات هوشیارانه، فداکارانه و آمادگی نیروی انتظامی در مقابل توطئهها، از اولویت پلیس در برخورد با مفسدان اقتصادی گفت.
سردار اشتری یادآور شد پلیس علاوه بر شناسایی و برخورد قاطع با مفسدان اقتصادی اجازة جولان به سوءاستفاده کنندگان را نمیدهد. فرمانده نیروی انتظامی همچنین در پاسخ به سؤالی دربارة اخبار منتشر شده در فضای مجازی مبنی بر مبنی بر جبران کسری بودجه ناجا با افزایش نرخ جرایم راهنمایی و رانندگی، گفت: براساس مصوبه مجلس شورای اسلامی، هیئت وزیران و مطابق تورم، هر سه سال یکبار موضوع تعیین نرخ جرایم راهنمایی و رانندگی بررسی و ابلاغ می شود.
اشتری: هیچ کدوم از این جریمه ها به حساب نیروی انتظامی واریز نمیشود. تمام جرایم راهنمایی و رانندگی به خزانه دولت واریز می شود و هیچ مبلغی از این موضوع به حساب نیروی انتظامی واریز نمی شود. و ما هم بودجه و نیازمندی های نیروی انتظامی از طریق پیگیری دولت محقق می شود که باید بگویم موضوع کسری بودجه، بحث درستی است اما ارتباطی با افزایش نرخ جرایم رانندگی ندارد و کسری بودجه ما را خود دولت تأمین خواهد کرد».
به این ترتیب پاسدار اشتری کوشید که یکی از دلایل خشم و نارضایتی مردم از اخذ جریمههای غارتگرانه و کمرشکن رانندگی آب بریزد. اما دلایل خشم و خروش مردم به جان آمده بیشمار است و وحشت ناشی از آن باندهای درونی رژیم را به جان هم انداخته است. مجلس ارتجاع محل بروز بخشی از این جنگ باندی است:
آقای روحانی شما اکثریت قریب به اتفاق الزامات اف ای تی اف را از سال 95 انجام داده اید امروز معلوم شده اجرای همین الزامات کشور را قفل کرده است بر مبنای همین الزامات شما جلوی ورود طلا و ارز را گرفتید اکنون برای به رسمیت شناخته شدن به رسمیت بخشیدن به تخلفات تان اصرار بر تصویب سی اف تی دارید شما مقصر اصلی از دست رفتن ارزش پول ملی هستید امروز چهار پنجم از ارزش پول ملی از دست رفته است گرانی کمر مردم را خم کرده است و این محصول سیاستهای نادرست اقتصادی جنابعالی بوده است به مردم آدرس غلط ندهید با مردم صادق باشید».
... امروز علامت سوالهای جدی در حوزه کارآمدی و مقبولیت دولت نزد افکار عمومی بوجود آمده است آقای روحانی خجالت آور نیست جلوی چشم دولت دهها میلیون لیتر سوخت از طریق لوله های متعدد زیردریا قاچاق میشود آقای زنگنه چرا کارت سوخت را بهم زدید؟ آیا اینکار عملا همدستی با قاچاقچیان نباید تلقی بشود؟ ... آقای روحانی پرونده خصوصی سازی در دولت شما سرتاسر ابهام است واگذاری صنعت منحصر به فرد ماشین سازی تبریز که به فردی فاقد اهلیت با تخلفات بسیار و پرونده اخلال در نظام ارزی کشور از مصادیق بارز یک افتضاح بزرگ بشمار میرود و از قوه قضائیه میخواهم با قاطعیت به این موضوع رسیدگی کند...».
شرایط انفجاری جامعه همزمان با تحولات منطقهیی چنان است که مهرهها و رسانههای رژیم پی در پی هشدار میدهند. سایت حکومتی بهار در این رابطه اعلام خطر میکند: « در جوامعی که به علت فضای بسته،ترس و سانسور، اقشار توان اعتراض آشکار را ندارند؛ به تدریج سهم اعتراضهای پنهان و خاموش اجتماعی در آنها افزایش پیدا میکند. در این حالت جامعه به دیگ بخار بزرگی شباهت مییابد که دریچههای خروجی خود را به تدریج، یکی پس از دیگری میبندد و لحظهای به وخامت اوضاع خویش پی میبرد که کار از کار گذشته است».
همانطور که در این گزارش ملاحظه کردید، خامنهای فرماندهان نیروی انتظامی را جمع کرد و به اونها در رابطه با چگونگی برخورد با مردم رهنمود داد و سرکردة نیروی انتظامی هم بلافاصله نیروهای خودش رو جمع کرد تا این توصیهها و رهنمودها رو به اونها منتقل بکنه.
اگر چه رسانه های رژیم تا ظهرامروز چند جمله بیشتر از صحبتهای خامنه ای را منعکس نکرده اند و اگر چه این جملات هم طبق معمول به سبک خود خامنه ای است یعنی ضد و نقیضه، اما فضای کلی صحبت، به نظر میرسه که متفاوته. در گفتگوی امروز با خسرو شکراللهی میخواهیم به جنبه های مختلف همین اظهارات و اینکه هدف خامنه ای از جمع کردن سرکردههای نیروی سرکوبگر انتظامی چه بود بپردازیم
ج : بله خامنه ای معمولا وجوه متضادی را در صحبت هایش میاورد و کنار هم قرار میدهد. این دیگر تبدیل به یکی از ویژگیهای حرف های خامنه ای شده است، یعنی دوگانه گوئی و تناقض گوئی در همین حرف اگر شما دقت کنید از یکطرف در یک جمله میگوید « نیروی انتظامی باید یک نیروی متقدر، عادل و هوشیار باشد» خوب کلمه متقدر را اگر از فرهنگ خامنه ای به فرهنگ معمول ترجمه کنیم، میشود سرکوب. کلمه عادل بیانگر ترس و نگرانی اش از واکنش های مردم در قبال واقعیت عملکرد نیروهای سرکوبگر که اگر بخواهیم در یک کلمه بگوئیم درست معکوس عادل میشود ظالم و سپس از کلمه هوشیار استفاده میکند.
هوشیار را هم اگر ترجمه کنیم در واقع نوعی هوشیاری نسبت به شرایط انفجاری و خطراتی که در پیش پای نظام قرار دارد.یعنی به آنها میگوید حواستان در برخورد با مردم جمع باشد، بنزین روی اـش خشم مردم نریزید در عین اینکه معلوم است که از سرکوب هم نمیتوانید دست بردارید.
این حرف ها را در جملات بعدی که که از حرف هایش منعکس کرده اند، بهتر میتوان دید که میگوید کلانترهاو پاسگاه ها و گشت ها پیش چشم مردم قرار دارد، یعنی مردم عملکرد سرکوبگرانه را با پوست و گوشت شان حس میکنند بعد میگوید که رفتار نیروی انتظامی را به کل نیروهای مسلح و کلا نظام تعمیم میدهند یعنی به بیان ساده تر به آنها میگوید خشمش که شما در جریان سرکوب و چپاول بر می انگیزید، آتشی میشود که کل نظام را میسوزاند.
سپس مدعی پیشرفت در نیروی انتظامی میشود که از جمله پیشرفت ها << بهبود رفتار با مردم >> است. وی میگوید نسب به گذشته بهتر شده است و مجددا میگوید : «عملکرد نیروی انتظامی باید عاقلانه، مدبرانه و برای مردم کاملا اطمینان بخش و اعتماد آفرین باشد » این حرف هائی که خامنه ای به سرکردگان نیروی انتظامی زده و البته تا الان بخش اندکی از آن منعکس شده و حالا پشت پرده چقدر به آنها هشدار داده و ابراز وحشت کرده است را میتوان حدس زد.
ج: تناقض از نظر بیان در پشت این کلمات است اما مهمتر از خود این کلمات آن چیزی است که در صحنه جامعه و بقول معروف در کف خیابان ها جاری است و به چشم میخورد، تناقض بن بستی است که رژیم گرفتار آن است که ما به آن میگوئیم بن بست سرکوب. تناقض این است که از یکطرف هیچ راهی برای پاسخگوئی به خواسته های بحق مردم و حل ریشه ای بحرانی های سیاسی اقتصادی و اجتماعی ندارد و تنها راه حل کنترل جامعه توسط سرکوب است.
از طرف دیگربروشنی میبیند که این راه حل یعنی سرکوب در مقابل خشم انفجاری 96% جامعه محلی از اعراب ندارد و نمیتواند تعادل مورد نظرش را حفظ کند ( عدد 96% حرف ما نیست، حرف خودشان است که منجمله در مناظره های انتخابات رئیس جمهوری از جانب قالیباف مطرح و توسط رسانه ها و همچنین سایر سرکردگان رژیم تکرار شده است).
پس بنابراین تناقض اصلی که در پشت کلمات مقتدرانه و عادلانه پنهان شده، تناقض عمیقی در رویاروئی اجتماعی است که رژیم به آن مواجه است. این تناقض را همچنین میتوان در صحبت سایر سردمداران رژیم هم دید.بعنوان مثال در همین گزارشی که دیدیم، سرکرده نیروی انتظامی تلاش میکرد که اخذ جرائم ظالمانه و کمرشکن از مردم را توجیه کند.
ج: به دلیل این که شرایط کنونی یک شرایط کاملاً ویژهیی است که به اعتراف سرمداران رژیم این شرایط در تمام ۴دههیی که از عمر این رژیم میگذره هیچ وقت مشابه نداشته؛ هیچ وقت حتی در دوران ۸سالة جنگ مردم این همه به لحاظ اقتصادی تحت فشار نبودند. یک قلم طی همین امسال، ریال چهار پنجم قدرت خرید خودش را از دست داده است.
منابع خود رژیم اعتراف میکنند که بیش از 80درصد مردم به زیر خط فقر رفتند؛ هیچوقت اعتراضات اجتماعی این قدر متراکم و انبوه نبوده. شما نگاه کنید چند کانون ملتهب در حال حاضر و در آن واحد وجود دارد که بعضی از آنها سراسری هستند. رانندگان کامیون برای پنچمین دور در 19 استان کشور در جریان است. کشاورزان ورزنة اصفهان برای چندمین بار به صحنه آمدهاند و به اعتراف عضو مجلس ارتجاع برای 29مین بار لولة انتقال آب را تخریب کردهاند. همین طور معلمان استانهای مختلف کشور به طور متناوب در حال اعتصابند.
وضعیت در کارخانة فولاد اهواز و در هفت تپه و در سراسر محیطهای کارگری ملتهب است. وضعیت بازاریان و کسبه و همة اقشار همین طور است. به طوری که خود رسانهها و کارشناسان رژیم جامعه را به دیگ بخاری که در آستانة انفجار است تشبیه میکنند. خود جهانگیری معاون اول روحانی است که میگوید جامعه مثل یک اتاق پر از گاز منتظر یک جرقه است که همه چیز را به آتش بکشد.
این وضعیت داخلی در شرایطی است که آثار تحریمها شروع به ظاهر شدن کرده و در منطقه هم الان تفسیر کارشناسان رژیم عمدتا این است که آمریکا نیروهای خود را از سوریه خارج کرده که بیش از پیش روی رژیم متمرکز شود و تحرکات نظامی آمریکا در منطقه را هم به عنوان شاهد این تحلیل خود ذکر میکنند.
در چنین شرایطی رژیم بجز سرکوب هیچ راه دیگری ندارد اما سرکوب، بخصوص سرکوب عریان به قول جهانگیری میتواند همان جرقه باشد. بنابراین حاصل این وضعیت متناقض همین حرفهای ضد و نقیض خامنهای است. همین وضعیت بلاتکلیفی است که در تمام تصمیمگیریهای مهم و استراتژیک رژیم از برجام تا اف ای تی اف و... موج میزند.
اوج این سردرگمی را در اظهارات متناقض بالاترین مهرههای سرکوب رژیم هم میتوان دید از یک طرف چند روز پیش پاسدار جعفری سرکردة سپاه پاسداران در یک سخنرانی برای گروهی از نیروهای رژیم حرف خامنهای مربوط به «اتش به اختیار» را یادآوری کرد و گفت که خامنهای ابتدا فرمان آتش به اختیار را خطاب به جبهه فرهنگی اعلام کردند و پس از آن هم گفت که در سایر جبهه ها هم می توانند آتش به اختیار عمل کنند. پاسدار جعفری در توضیح معنای «آتش به اختیار» گفت: «یعنی محدودیت ها، ملاحظات و قوانین نباید مانع انجام اقدامات انقلابی توسط جوانان شود.»
البته اگر جعفری این توضیح واضحات را هم نمیداد و این تصریح را هم نمیکرد) خود عبارت آتش به اختیار به خودی خود کاملاً گویاست. از طرف دیگر از سردار پاسدارهای نظام به نام کوثری سرکردة قرارگاه موسوم به ثارالله است که در صدد رفع و رجوع این قضیه برآمده است و گفته: من چنین چیزی از ایشان (یعنی از جعفری) نشنیدم که بخواهم درباره آن نظر دهم، اما آتش به اختیار عمل کردن به معنای پاگذاشتن روی قوانین و مقررات و برخلاف قوانین عمل کردن نیست. قطعاً و یقیناً می دانم که شخص رهبری نیز چنین نظری ندارند». خب اسم این تکذیب احمقانه را چی میشه گذاشت؟ غلط کردم گویی؟! حرفهای متناقض دیروز خامنهای هم نمود دیگری از همین تناقض است.
اقدامهای سرکوبگرانه علیه کارگران در یک نگاه ۲۹آذر ساعت۰۱۳۰
وحشت از سال آینده و بنبست و بیراهحلی
گزارش و گفتگو با خسرو شکرالهی
هممیهنان عزیز، دوستان و بینندگان گرامی سیمای آزادی، از طرف خودم و همکارانم بهترین سلامها و درودها رو تقدیم شما میکنم. خوشحالم که در برنامة امروز تیک تاک در خدمت شما هستم. موضوعی که امروز اون رو مورد بررسی و بحث قرار میدیم، اوضاع به شدت ملتهب اجتماعی است. اوضاعی که مهرهها و رسانههای رژیم نسبت به آن پیدر پی اعلام خطر میکنند. مثلاً هشدار میدهند که با از دست رفتن چهار پنجم قدرت خرید پول ملی، کارد به استخوان مردم رسیده. هشدار میدهند که در پس این روزها طوفانی در کمین است.
هشدار میدهند که جامعه مثل دیگ بخار است و هشدار میدهند که لحظهیی به وخامت اوضاع پی میبریم که دیگر کار از کار گذشته است. به نظر میرسد که با ملاحظة همین شرایط است که خامنهای دیروز فرماندهان نیروی سرکوبگر انتظامی را نزد خود فراخواند و توصیههایی در جهت ملاحظهکارانه و عاقلانه رفتار کردن با مردم به آنها کرد و در عین حال به طور متناقضی از آنها خواست که مقتدرانه عمل کنند. توجهتون رو به گزارشی در باره شرایط پر التهاب کنونی جلب میکنم
گزارش
گوینده: « حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر امروز (یکشنبه) در دیدار فرماندهان و مسئولان نیروی انتظامی، با تشکر از تلاشهای حافظان نظم و امنیت، این نیرو را در معرض نگاه و قضاوت عمومی دانستند و تأکید کردند: باید به نحوی عمل کنید که برداشت مردم از نیروی انتظامی یک نیروی مقتدر، عادل و هوشیار باشد.
فرمانده کل قوا، لازمه رسیدن نیروی انتظامی به جایگاهی در طراز انقلاب و نظام اسلامی را «پیشرفت بدون توقف» خواندند و افزودند: بخشهای مختلف نیروی انتظامی از جمله کلانتریها، پاسگاهها و گشتهای انتظامی در پیش چشم مردم قرار دارد، و قضاوت درباره عملکرد نیروی انتظامی به مجموعه نیروهای مسلح و نظام اسلامی تعمیم پیدا میکند.
ایشان با اشاره به پیشرفتهای خوب نیروی انتظامی از جمله بهبود رفتار با مردم و مراجعان در مراکز انتظامی نسبت به گذشته، بر لزوم استمرار پیشرفتها تأکید کردند و افزودند: عملکرد نیروی انتظامی باید عاقلانه، مدبرانه و برای مردم کاملاً اطمینانبخش و اعتمادآفرین باشد.
پس از اظهارات خامنهای پاسدار اشتری هم پرسنل زیر دست خود را جمع کرد تا آنها را نسبت به توصیههای خامنهای و شرایط انفجاری کنونی توجیه کند. «فرمانده نیروی انتظامی در نشست سراسری فرماندهان و رؤسا و معاونان ناجا با اشاره به اقدامات هوشیارانه، فداکارانه و آمادگی نیروی انتظامی در مقابل توطئهها، از اولویت پلیس در برخورد با مفسدان اقتصادی گفت.
سردار اشتری یادآور شد پلیس علاوه بر شناسایی و برخورد قاطع با مفسدان اقتصادی اجازة جولان به سوءاستفاده کنندگان را نمیدهد. فرمانده نیروی انتظامی همچنین در پاسخ به سؤالی دربارة اخبار منتشر شده در فضای مجازی مبنی بر مبنی بر جبران کسری بودجه ناجا با افزایش نرخ جرایم راهنمایی و رانندگی، گفت: براساس مصوبه مجلس شورای اسلامی، هیئت وزیران و مطابق تورم، هر سه سال یکبار موضوع تعیین نرخ جرایم راهنمایی و رانندگی بررسی و ابلاغ می شود.
اشتری: هیچ کدوم از این جریمه ها به حساب نیروی انتظامی واریز نمیشود. تمام جرایم راهنمایی و رانندگی به خزانه دولت واریز می شود و هیچ مبلغی از این موضوع به حساب نیروی انتظامی واریز نمی شود. و ما هم بودجه و نیازمندی های نیروی انتظامی از طریق پیگیری دولت محقق می شود که باید بگویم موضوع کسری بودجه، بحث درستی است اما ارتباطی با افزایش نرخ جرایم رانندگی ندارد و کسری بودجه ما را خود دولت تأمین خواهد کرد».
به این ترتیب پاسدار اشتری کوشید که یکی از دلایل خشم و نارضایتی مردم از اخذ جریمههای غارتگرانه و کمرشکن رانندگی آب بریزد. اما دلایل خشم و خروش مردم به جان آمده بیشمار است و وحشت ناشی از آن باندهای درونی رژیم را به جان هم انداخته است. مجلس ارتجاع محل بروز بخشی از این جنگ باندی است:
آقای روحانی شما اکثریت قریب به اتفاق الزامات اف ای تی اف را از سال 95 انجام داده اید امروز معلوم شده اجرای همین الزامات کشور را قفل کرده است بر مبنای همین الزامات شما جلوی ورود طلا و ارز را گرفتید اکنون برای به رسمیت شناخته شدن به رسمیت بخشیدن به تخلفات تان اصرار بر تصویب سی اف تی دارید شما مقصر اصلی از دست رفتن ارزش پول ملی هستید امروز چهار پنجم از ارزش پول ملی از دست رفته است گرانی کمر مردم را خم کرده است و این محصول سیاستهای نادرست اقتصادی جنابعالی بوده است به مردم آدرس غلط ندهید با مردم صادق باشید».
... امروز علامت سوالهای جدی در حوزه کارآمدی و مقبولیت دولت نزد افکار عمومی بوجود آمده است آقای روحانی خجالت آور نیست جلوی چشم دولت دهها میلیون لیتر سوخت از طریق لوله های متعدد زیردریا قاچاق میشود آقای زنگنه چرا کارت سوخت را بهم زدید؟ آیا اینکار عملا همدستی با قاچاقچیان نباید تلقی بشود؟ ... آقای روحانی پرونده خصوصی سازی در دولت شما سرتاسر ابهام است واگذاری صنعت منحصر به فرد ماشین سازی تبریز که به فردی فاقد اهلیت با تخلفات بسیار و پرونده اخلال در نظام ارزی کشور از مصادیق بارز یک افتضاح بزرگ بشمار میرود و از قوه قضائیه میخواهم با قاطعیت به این موضوع رسیدگی کند...».
شرایط انفجاری جامعه همزمان با تحولات منطقهیی چنان است که مهرهها و رسانههای رژیم پی در پی هشدار میدهند. سایت حکومتی بهار در این رابطه اعلام خطر میکند: « در جوامعی که به علت فضای بسته،ترس و سانسور، اقشار توان اعتراض آشکار را ندارند؛ به تدریج سهم اعتراضهای پنهان و خاموش اجتماعی در آنها افزایش پیدا میکند. در این حالت جامعه به دیگ بخار بزرگی شباهت مییابد که دریچههای خروجی خود را به تدریج، یکی پس از دیگری میبندد و لحظهای به وخامت اوضاع خویش پی میبرد که کار از کار گذشته است».
گفتگوی سیاسی
همانطور که در این گزارش ملاحظه کردید، خامنهای فرماندهان نیروی انتظامی را جمع کرد و به اونها در رابطه با چگونگی برخورد با مردم رهنمود داد و سرکردة نیروی انتظامی هم بلافاصله نیروهای خودش رو جمع کرد تا این توصیهها و رهنمودها رو به اونها منتقل بکنه.
اگر چه رسانه های رژیم تا ظهرامروز چند جمله بیشتر از صحبتهای خامنه ای را منعکس نکرده اند و اگر چه این جملات هم طبق معمول به سبک خود خامنه ای است یعنی ضد و نقیضه، اما فضای کلی صحبت، به نظر میرسه که متفاوته. در گفتگوی امروز با خسرو شکراللهی میخواهیم به جنبه های مختلف همین اظهارات و اینکه هدف خامنه ای از جمع کردن سرکردههای نیروی سرکوبگر انتظامی چه بود بپردازیم
س: حرف اصلی خامنه ای از میان حرف های مختلفی که در خبر کوتاه رسانه های رژیم آمده، با سرکردگان نیروی سرکوبگر انتظامی چه بود؟
ج : بله خامنه ای معمولا وجوه متضادی را در صحبت هایش میاورد و کنار هم قرار میدهد. این دیگر تبدیل به یکی از ویژگیهای حرف های خامنه ای شده است، یعنی دوگانه گوئی و تناقض گوئی در همین حرف اگر شما دقت کنید از یکطرف در یک جمله میگوید « نیروی انتظامی باید یک نیروی متقدر، عادل و هوشیار باشد» خوب کلمه متقدر را اگر از فرهنگ خامنه ای به فرهنگ معمول ترجمه کنیم، میشود سرکوب. کلمه عادل بیانگر ترس و نگرانی اش از واکنش های مردم در قبال واقعیت عملکرد نیروهای سرکوبگر که اگر بخواهیم در یک کلمه بگوئیم درست معکوس عادل میشود ظالم و سپس از کلمه هوشیار استفاده میکند.
هوشیار را هم اگر ترجمه کنیم در واقع نوعی هوشیاری نسبت به شرایط انفجاری و خطراتی که در پیش پای نظام قرار دارد.یعنی به آنها میگوید حواستان در برخورد با مردم جمع باشد، بنزین روی اـش خشم مردم نریزید در عین اینکه معلوم است که از سرکوب هم نمیتوانید دست بردارید.
این حرف ها را در جملات بعدی که که از حرف هایش منعکس کرده اند، بهتر میتوان دید که میگوید کلانترهاو پاسگاه ها و گشت ها پیش چشم مردم قرار دارد، یعنی مردم عملکرد سرکوبگرانه را با پوست و گوشت شان حس میکنند بعد میگوید که رفتار نیروی انتظامی را به کل نیروهای مسلح و کلا نظام تعمیم میدهند یعنی به بیان ساده تر به آنها میگوید خشمش که شما در جریان سرکوب و چپاول بر می انگیزید، آتشی میشود که کل نظام را میسوزاند.
سپس مدعی پیشرفت در نیروی انتظامی میشود که از جمله پیشرفت ها << بهبود رفتار با مردم >> است. وی میگوید نسب به گذشته بهتر شده است و مجددا میگوید : «عملکرد نیروی انتظامی باید عاقلانه، مدبرانه و برای مردم کاملا اطمینان بخش و اعتماد آفرین باشد » این حرف هائی که خامنه ای به سرکردگان نیروی انتظامی زده و البته تا الان بخش اندکی از آن منعکس شده و حالا پشت پرده چقدر به آنها هشدار داده و ابراز وحشت کرده است را میتوان حدس زد.
س: شما گفتید متناقض ولی تناقض بارزی در این صحبت ها نیست به آنها میگوید هم مقتدر باشید که نظم را حفظ کنید و هم عادلانه رفتار کنید، تناقض در کجاست؟
ج: تناقض از نظر بیان در پشت این کلمات است اما مهمتر از خود این کلمات آن چیزی است که در صحنه جامعه و بقول معروف در کف خیابان ها جاری است و به چشم میخورد، تناقض بن بستی است که رژیم گرفتار آن است که ما به آن میگوئیم بن بست سرکوب. تناقض این است که از یکطرف هیچ راهی برای پاسخگوئی به خواسته های بحق مردم و حل ریشه ای بحرانی های سیاسی اقتصادی و اجتماعی ندارد و تنها راه حل کنترل جامعه توسط سرکوب است.
از طرف دیگربروشنی میبیند که این راه حل یعنی سرکوب در مقابل خشم انفجاری 96% جامعه محلی از اعراب ندارد و نمیتواند تعادل مورد نظرش را حفظ کند ( عدد 96% حرف ما نیست، حرف خودشان است که منجمله در مناظره های انتخابات رئیس جمهوری از جانب قالیباف مطرح و توسط رسانه ها و همچنین سایر سرکردگان رژیم تکرار شده است).
پس بنابراین تناقض اصلی که در پشت کلمات مقتدرانه و عادلانه پنهان شده، تناقض عمیقی در رویاروئی اجتماعی است که رژیم به آن مواجه است. این تناقض را همچنین میتوان در صحبت سایر سردمداران رژیم هم دید.بعنوان مثال در همین گزارشی که دیدیم، سرکرده نیروی انتظامی تلاش میکرد که اخذ جرائم ظالمانه و کمرشکن از مردم را توجیه کند.
س: خب این اولین بار نیست که خامنهای میآد و از این توصیهها و رهنمودهای ضد و نقیض به ایادی خودش میده و اونا هم همینا رو بازگو میکنند، ولی در عمل تغییری حاصل نمیشه؛ رژیم به سرکوبگری خودش ادامه میده. چه دلیلی داره که این بار اون رو باید ویژه تلقی کرد؟
ج: به دلیل این که شرایط کنونی یک شرایط کاملاً ویژهیی است که به اعتراف سرمداران رژیم این شرایط در تمام ۴دههیی که از عمر این رژیم میگذره هیچ وقت مشابه نداشته؛ هیچ وقت حتی در دوران ۸سالة جنگ مردم این همه به لحاظ اقتصادی تحت فشار نبودند. یک قلم طی همین امسال، ریال چهار پنجم قدرت خرید خودش را از دست داده است.
منابع خود رژیم اعتراف میکنند که بیش از 80درصد مردم به زیر خط فقر رفتند؛ هیچوقت اعتراضات اجتماعی این قدر متراکم و انبوه نبوده. شما نگاه کنید چند کانون ملتهب در حال حاضر و در آن واحد وجود دارد که بعضی از آنها سراسری هستند. رانندگان کامیون برای پنچمین دور در 19 استان کشور در جریان است. کشاورزان ورزنة اصفهان برای چندمین بار به صحنه آمدهاند و به اعتراف عضو مجلس ارتجاع برای 29مین بار لولة انتقال آب را تخریب کردهاند. همین طور معلمان استانهای مختلف کشور به طور متناوب در حال اعتصابند.
وضعیت در کارخانة فولاد اهواز و در هفت تپه و در سراسر محیطهای کارگری ملتهب است. وضعیت بازاریان و کسبه و همة اقشار همین طور است. به طوری که خود رسانهها و کارشناسان رژیم جامعه را به دیگ بخاری که در آستانة انفجار است تشبیه میکنند. خود جهانگیری معاون اول روحانی است که میگوید جامعه مثل یک اتاق پر از گاز منتظر یک جرقه است که همه چیز را به آتش بکشد.
این وضعیت داخلی در شرایطی است که آثار تحریمها شروع به ظاهر شدن کرده و در منطقه هم الان تفسیر کارشناسان رژیم عمدتا این است که آمریکا نیروهای خود را از سوریه خارج کرده که بیش از پیش روی رژیم متمرکز شود و تحرکات نظامی آمریکا در منطقه را هم به عنوان شاهد این تحلیل خود ذکر میکنند.
در چنین شرایطی رژیم بجز سرکوب هیچ راه دیگری ندارد اما سرکوب، بخصوص سرکوب عریان به قول جهانگیری میتواند همان جرقه باشد. بنابراین حاصل این وضعیت متناقض همین حرفهای ضد و نقیض خامنهای است. همین وضعیت بلاتکلیفی است که در تمام تصمیمگیریهای مهم و استراتژیک رژیم از برجام تا اف ای تی اف و... موج میزند.
اوج این سردرگمی را در اظهارات متناقض بالاترین مهرههای سرکوب رژیم هم میتوان دید از یک طرف چند روز پیش پاسدار جعفری سرکردة سپاه پاسداران در یک سخنرانی برای گروهی از نیروهای رژیم حرف خامنهای مربوط به «اتش به اختیار» را یادآوری کرد و گفت که خامنهای ابتدا فرمان آتش به اختیار را خطاب به جبهه فرهنگی اعلام کردند و پس از آن هم گفت که در سایر جبهه ها هم می توانند آتش به اختیار عمل کنند. پاسدار جعفری در توضیح معنای «آتش به اختیار» گفت: «یعنی محدودیت ها، ملاحظات و قوانین نباید مانع انجام اقدامات انقلابی توسط جوانان شود.»
البته اگر جعفری این توضیح واضحات را هم نمیداد و این تصریح را هم نمیکرد) خود عبارت آتش به اختیار به خودی خود کاملاً گویاست. از طرف دیگر از سردار پاسدارهای نظام به نام کوثری سرکردة قرارگاه موسوم به ثارالله است که در صدد رفع و رجوع این قضیه برآمده است و گفته: من چنین چیزی از ایشان (یعنی از جعفری) نشنیدم که بخواهم درباره آن نظر دهم، اما آتش به اختیار عمل کردن به معنای پاگذاشتن روی قوانین و مقررات و برخلاف قوانین عمل کردن نیست. قطعاً و یقیناً می دانم که شخص رهبری نیز چنین نظری ندارند». خب اسم این تکذیب احمقانه را چی میشه گذاشت؟ غلط کردم گویی؟! حرفهای متناقض دیروز خامنهای هم نمود دیگری از همین تناقض است.
اقدامهای سرکوبگرانه علیه کارگران در یک نگاه ۲۹آذر ساعت۰۱۳۰
وحشت از سال آینده و بنبست و بیراهحلی